![]() |
![]() |
|
| به نام یگانه معمار هستی |
|
طراحی داخلی مجموعه دانش " فن و هنری است که با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبیل فرم رنگ بافت و .... سعی در بهینه سازی فضاها و دست یابی به کارائی و کار کرد مناسب در کنار زیبائی " معانی و معناها میباشد کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 آذر1387ساعت 2:30 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
صميميت توام با رنجی كه در زندگي در بناهاي خشتي نهفته است، نمايانگر، برخورد و مقابله مردم در برابر عوامل جدي و موانع طبيعي و حتي فراز و فرود تاريخي و شرح گذشتههاي دور و نزديكي قومي در تركيب بندي آباديها و كيفيت بناهاي آن قوم است. کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 آذر1387ساعت 2:28 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
ديدگاه معمارانه جديد:معماري ديناميک
ساختمانهايي که در حال حرکت هستند و درعين حال شکل خود را براي انطباق با تصورات انساني تغيير مي دهند; اين ساختمانها جهت حرکت خورشيد را تعقيب مي کنند و به سمت جهت وزش باد تغيير جهت مي دهند. بنابراين همساز شدن با طبيعت باعث مي شود اين بناها انرژي مورد نياز خود را تأمين کنند. اين نوع معماري قابليت چرخش 360 درجه براي ايجاد ديد گسترده اي نسبت به جهان، طبيعت، آينده و زندگي دارد. کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 آذر1387ساعت 2:26 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
با اینكه بسیاری از معماران، فضا را ذات و ماهیت معماری میدانند و با وجود مطالب زیادی كه در باب اهمیت فضا در معماری عنوان شده و میشود، در فرهنگها و دائرهالمعارفها تعریفی از مفهوم فضا در معماری به چشم نمیخورد. فقدان واژه فضا در كتابهای مرجع معماری نیز كاملاً قابل توجه و تعجبانگیز است. کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 آبان1387ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط عمران |
|
|
در دو دهه اخیر شا هد گرایش تعدادی از معماران به سبک خاصی از طراحی هستیم که از ان با عنوان معماری غیر خطی یا معماری سیال نام برده می شود فرمهای دارای معماری غیر خطی عمو ما دارای سه مشخصه زیر می باشند: 1- دارای فرم توپولوژ یک هستند به عبارت دیگر برای بررسی فرم انها باید از اصول توپولوژی استفاده کرد . . . کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 آبان1387ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط عمران |
|
|
اجرای ساختمان به صورت غلافی شکل در سال 1889 به اوج اعتلای خود رسيد . مقارن همين زمان آسمان خراش ها در شيکاگو ساخته شدند که باز برای محاسبه آن ها از همين روش محاسبات خطی استفاده شد که تا به امروز رو به پيشرفت و کمال است . حتی محاسبه تيرهای بتنی « از پيش فشرده » تا حدی از شيوه محاسبات خطی قرن نوزدهم متأثر است . کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
از خشت تا بهشت
در حديث است که برخي مومنان مي توانند غرفه ها و خانه هاي بهشتي خود را در همين دنيا ببينند. شايد معماري خاص مساجد اسلامي حاصل همين مشاهده و شهود مقدس است مسجد، محل پيوند زمين به آسمان
تکرار اما فرحبخش کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
اندکی واقع بینی پیرامون معماری معاصر ایران...!
بیایید کمی به قضاوت در مورد معماری کشورمان بپردازیم، ارزشگذاری درستی انجام بدهیم، معماری ایران در مقایسه با معماری دنیا، ببینیم که در چه سطحی قرار دارد و اینکه نقش معماران در سطح جامعه و دنیای حرفهای چگونه تعریف شده است. کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 1:31 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
در بررسی مفهوم فضای معماری دو نوع نگرش ادراکی و هندسی قابل بررسی است. كیفیت آرام و مطلق هندسه تركیبی، توجه بسیاری از نویسندگان را به این مطلب جلب كرده است كه اصولاً فضای معماری متفاوتتر از دنیای ریاضی است. همچنین نقد مطالعه كمی محض توسط هانز ژانتزن (Jantzen Hans) مورخ هنری در سال 1938 مطرح شده است. وی معتقد است كه تجزیه و تحلیل ظاهری كه فضا را مورد بررسی و تحقیق قرار میدهد، بایستی با توجه به فضای عرضه شده كه به عنوان نمودی از معنی و مقصود در اثر هنری مجسم شده است، تكمیل شود. نمیتوان گفت كه اشكال هندسی، قسمتهای تركیبی فضای معماری نیستند، لیكن بایستی با تئوری جامعتری ادغام شوند تا رساتر باشند. در واقع برداشت بشر از محیط خود و فضای وجودی را نمیتوان در چارچوب تعاریف هندسی توصیف كرد. از این رو بر اساس انتقادات وارد به نگرش هندسی به فضا و نقد مطالعه كمی محض، نگرشهای جدیدی مطرح شده است كه فضا را به عنوان زمینهای ادراكی مورد بررسی قرار میدهند. كریستوفر الكساندر از افرادی است كه با تأكید بر روی ادراك عینی، آن را در قالب عملكرد بهتر از هندسه توصیف میكند و در نتیجه قدم بزرگی بسوی توسعه تئوری پرثمر فضای معماری برمیدارد. وگت گوكنیل (Vogt – Goknil) منتقد سویسی با مبنا قرار دادن نقد مطالعه كمی محض سعی مینماید تا تئوری فضای معماری را تكامل و توسعه دهد. او به علت عدم شناخت اختلاف اساسی موجود میان عالم ادراك و فضای هستی، با موضوعات نادرستی از قبیل فضای مرئی و ادراك كلی نتیجه گیری میكند. گوكنیل به منظور توجیه تز خود، درباره سه نوع فضا بحث میكند: فضای گسترده، فضای محدود و فضای منتظم. او با اینكه با این عمل به بسیاری از خواص مهم فضای وجودی دست یافت، ولی از آنجایی كه كار او فاقد سیستم ارتباط منطقی با مفاهیم بسیار مشخص بود، لذا تحقیق او به نتایج كلی سودمند نرسید. تلاش وگت گوكنیل برای جایگزین كردن مفهوم فضای كیفی متعارفی با مفهوم انسانیتر كه روی تجربه بشر از فضا پایهگذاری شده باشد، از ویژگیهای كوششهای بیشمار او درباره این موضوع به شمار میرود.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 2:38 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
گونتر نیتشك (Gunther Nitschke) تحت عنوان تشریح دنیای زنده مجاور، بین فضای اقلیدسی و عالم تجربی یا ذات، تفاوت قائل میشود و چنین اظهار عقیده میكند كه عالم تجربی مركزی دارد كه عبارت است از بشر ذیشعور و از این رو دارای سیستمی است عالی از جهات و مسیرها كه با حركات بدنی آدمی تغییر مییابند، یعنی فواصل و جهات با توجه به انسان تثبیت شدهاند. در اینجا نیتشك تعریف خوبی از عالم ادراك ارائه میدهد، کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 2:34 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
اگر از نور کامل و طبیعی خورشید که گستردگی و کیفیت آن قابل مقایسه با نورهای دیگر نیست صرف نظر کنیم، استفاده از نور آبی مصنوعی و چراغ های روشنایی، به نیازی ضروری و همیشگی تبدیل شده است.
به خصوص نقش نورپردازی در معماری داخلی بسیار مهم و جذاب می نماید. با افزایش کارآیی های صنعت برق و امکانات تکنولوژیک مربوط به آن، استفاده از محصولات وابسته به آن نیز رشد چشمگیری داشته است؛ کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
بناي معماري محصول مشاركت عناصر عمده اي چون فضا و سازه است كه تحت تاثير عوامل فرهنگي . اجتماعي . علوم فني و ايستايي اقليمي و جغرافيايي و طبيعي و مباني اقتصادي شكل ميگيرند . ارتباط نزديك و گريز ناپذير دو عنصر ياد شده بر آن داشت تا از زاويه تركيب اين دو به معماري بنگريم . در اين نوشتار سعي بر اين است كه روشي براي مطالعه تركيبي دو مقوله فضا و سازه ارائه شود و سپس اين دو روش براي معماري دوره هخامنشي مورد استفاده قرار گيرد .
کلیک کن بقیش اینجاس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 2:29 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 شهریور1387ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط عمران |
|
|
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 شهریور1387ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط عمران |
|
|
چگونه يك ساختمان ايمن در برابر زلزله بسازيم
این مقاله اگرچه عموم مردم را مخاطب قرار می دهد ولی خواندن آن برای مهندسین عمران بسیار مفید است . اگر قصد ساختن يك سرپناه براى خود داريد كافى است مطابق نقشه رعايت ضوابط فنى و استفاده از مصالح مرغوب، آغاز كنيد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط عمران |
|
|
حتما تا چند وقت دیگه خاطره این سفر دو روزه رو واستون تعریف میکنم وعکساشو واستون میدارم. یادش بخیر . . . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 9:12 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
آنچه باید در ساختن خانه ها بدانیم
نوع ، کمیت و کیفیت مصالح ساختمانها بطور کلی به چهار دسته ساختمانهای فولادی ، بتنی ، ساختمانهای با مصالح بنایی ( آجری ) و ساختمانهای چوبی تقسیم می شوند . با توجه به کاربرد بیشتر و به روز بودن ساخت و سازهای بتنی و فولادی در عصر حاضر ، قوانین موجود در زمینه ساخت این دو نوع سازه را بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم . سازه های بتنی و فولادی اگر بر اساس اصول مهندسی و ضوابط و آئین نامه های اجرایی موجود ساخته شوند ، تفاوت آنچنانی از نظر مقاومتی با هم ندارند . با یاد آوری این نکته که ، فولاد در برابر حرارت و مواد شیمیایی نسبت به بتن مقاومت کمتری دارد ( آتش سوزی و ذوب شدن ، زنگ زدگی ، پوسیدگی و ...) در زلزله هر چه اعضای سازه شکل پذیرتر و انعطاف پذیر تر باشند ، خسارت مالی و جانی وارده کمتر خواهد بود . برای این کار بهتر است از فولاد کم کربن ، جوش پذیر و دارای شکل پذیری بالا استفاده شود . البته صرفاً فولادی بودن یک سازه تضمینی بر مقاومت آن در برابر زلزله نیست . به عنوان مثال برج 20 طبقه Pinot Surarez که یک برج فولادی بود در زلزله سال 1985 مکزیکوسیتی ، کاملاً فرو ریخت . بنابراین مقاومت بالای سازه های فولادی مستلزم اجرای اتصالات و جوش ها و سایر مقوله های اجرایی آنها ، به طور کلی علمی و فنی و بر اساس آئین نامه های ملی و بین المللی موجود است . باد بندها حتماً تا به حال سازه های ضربدری را در اسکلت ساختمانهای در حال ساخت دیده اید، در ساختمانهای فولادی ، باد بندها بعد از تیر و ستون و در موقع زلزله و باد حتی می توان گفت بیش از آنها دارای اهمیتند و عامل بسیار مهمی برای مقاومت در برابر زلزله و بارهای جانبی دیگر هستند . انواع باد بندهای هم مرکز و خارج از مرکز ، به اشکال مختلف vو v معکوس و ضربدری (X) مورد استفاده قرار می گیرند . باد بندهای X برای مقابله با باد کاربردی ترند تا در برابر زلزله و در برابر بارهای متناوب از شکل پذیری کمتری برخوردارند ، زیرا که در این نوع بادبندها در هنگام وارد شدن نیروهای جانبی ، همواره یک عضو مورب آن در کشش و دیگری در فشار است و این باعث شکست آنی یا اصطلاحاً شکست ترد می شود . طراحی و اجرای بادبندها باید با نهایت دقت و بر اساس اصول و قوانین مهندسی خصوصا در مورد محل قرارگیری خود بادبندها ، نوع و اندازه پروفیل مصرفی ف مقدار و نوع و طول جوش ها ، نوع درز جوش و ... صورت گیرد .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
آرمانگرايي در معماري تزييني ايران در معماري تزئيني، هر نقش وراي ارزش صوري خود، داراي ارزشي برگرفته از فرهنگ و بيانگر عقيده و آرمان تداوم يافته مردم جامعه در نسلها بود. آرايههاي معماري از سويي ذهن بيننده را به زيبايي صوري و ظاهري نقشها و نوع كاربري فضاهاي بنايي كه نقش و نگارها بر ديوارهاي آن نشسته، فرا ميخواندند و از سوي ديگر ديدگاه بيننده را به قلمرو و راز و رمزهاي فرهنگي و ديني پوشيده در مفاهيم نقشها ميگشودند. فرهنگ و هنر معماري سنتي در ايران صورتي شفاهي داشته و از راه تعليم حضوري و تقليد انتقال مييافته است. حافظان و ناقلان فرهنگ و هنر معماري گروهي هنرمند برخاسته از ميان توده مردم كمسواد يا بيسواد بودند كه بيرون از عرصه آموزشهاي مدرسي و با بهرهگيري از تجربيات و استعداد و ذوق هنري شخصي و ايمان و اعتقاد ديني استوار خود، مجموعه آثاري درخشان و پايدار در تاريخ فرهنگ معماري ايران اسلامي پديد آوردند. اين گروه معماران هنرمند در نقشپردازي و آذينبندي بناها، هم در جنبه زيباشناختي نقشها و هم به جنبه فرهنگي آنها نظر داشتند و در كار هنري خود سليقه شخصي و الهاماتي را كه مخالف با روند عمومي باورهاي فرهنگي مردم بود، دخالت نميدادند و به پاس و حرمت پيشگامان معماري و سنتهاي فرهنگي، كارهاي پيشينيان را تقليد ميكردند و حتي المقدور از حوزه كار و انديشه آنان پا فراتر نميگذاشتند. «اين شكيبايي و انكار نقش در همكاري با نسلهاي پيش، همواره يكي از منابع نيرو و اصالت هنر ايران در بهتري ادوار بوده است.» (پوپ، 1355: 29). در معماري تزئيني، هر نقش وراي ارزش صوري خود، داراي ارزشي برگرفته از فرهنگ و بيانگر عقيده و آرمان تداوم يافته مردم جامعه در نسلها بود. آرايههاي معماري از سويي ذهن بيننده را به زيبايي صوري و ظاهري نقشها و نوع كاربري فضاهاي بنايي كه نقش و نگارها بر ديوارهاي آن نشسته، فرا ميخواندند و از سوي ديگر ديدگاه بيننده را به قلمرو و راز و رمزهاي فرهنگي و ديني پوشيده در مفاهيم نقشها ميگشودند. به گفته يكي از مردمشناسان، اين آرايهها يك نظام نمادي «باز» آشكار را در برابر يك نظام نمادي «پوشيده» و پنهان قرار ميدادند (برومبرژه، 1370: 128). با دريافت مفاهيم نمادي نقش و نگارها در معماري تزئيني و ريشهيابي آنها ميتوان به شناخت ذهن و انديشه معماران و در نتيجه به فرهنگ مردم و جهانبيني و آرمانهاي آنان دست يافت. منبع الهام معماران معماران سنتي ايران در خلق آثار هنري و ساخت و پرداخت نقشهاي آذيني، به طور كلي از دو منبع بزرگ و فياض طبيعت و فرهنگ الهام ميگرفتند. با آن كه طبيعت نقش و پايگاه برجستهاي در الهامبخشي و صورتبندي شكلها در ذهن معماران داشت، اما نقطه نظر معماران در استفاده از پديدههاي طبيعت، نمايش مطلق نمودهاي طبيعي نبود، بلكه در بيشتر موارد، شكلهاي طبيعي زيستبومي وسيله و زبان هنرمند در القاي مفاهيم و انديشههاي فرهنگي _ ديني و آرمانهاي جمعي مردم بود. در تاريخ معماري ايران، به عقيده آرتور پوپ، سه عامل در خلق آثار هنري بسيار مهم و موثر بودهاند: نخست، فرهنگ و فرهنگهايي كه ايران در دوره حيات تاريخي با آنها تماس داشته؛ دوم، دين و مذهب و طريقتهاي عرفاني؛ و سوم سنتها كه با گذر زمان برهم انباشته و متراكم شده و هر نسل تجربهها و سليقههاي نسلهاي پيشين را از راه تقليد حفظ كرده و در ايجاد هنر به كار برده است. (نك؛پوپ، 25 _27) در واقع، انگيزه اصلي معماران سنتي ايران در نقشپردازي و تزيين بناها، به خصوص بناهاي مذهبي، بيان مفاهيم فرهنگي و باورهاي ديني مردم جامعه همراه با برداشتهاي هنرمندانه خود بود. از اين رو، اين گروه هنرمند از نقشها و شكلها همچون نمادهاي تصويري استفاده ميكردند و با آنها آرمانهاي جمعي و جهانبيني ديني مردم را تخليد و تبليغ ميكردند. رسالت آنان در اين كوشش، از سويي تقرب به درگاه الهي و به دست آوردن رضاي خاطر خدا، از سوي ديگر حفظ و انتقال مظاهر علوي و عناصر معنوي _ قدسي فرهنگ از طريق ارايه اين شكلها به نسلهاي آينده بود.
شيوه كاربرد الهامات معمران در به كارگيري الهامات خود و تجسم آنها به شكلهاي نمادين، از دو شيوه واقعگرايانه و آرمانگرايانه در معماري بناها استفاده ميكردند. در شيوه واقعگرايانه، نگاه معمار مطلقا به ظرايف و زيباييهاي طبيعي شكلها و حجمها در طبيعت زيست _ بومي بود و معمار از اين شكلها و حجمها عينا در ساخت و ايجاد نقشها تقليد ميكرد. نقشها را به دو صورت، يكي به صورت واقعي آنها در طبيعت و يكي ديگر به صورت انتزاعي، استليزه به كار ميگرفت. در ارايه صورت هاي انتزاعي، معمار خود را از بند تقيد طبيعت آزاد و رها ميكرد و با درهم ريختن شكلهاي واقعي و استحاله آنها، نقشهايي خاص پديد ميآورد. نقشهاي اسليمي گياهي و نقشهايي مانند «پابزي» و «دمكلاغي»، از نمونههاي نقشهاي انتزاعي هستند. در شيوه آرمانگرايانه، در حالي كه معمار از شكلها و حجمهاي واقعي در طبيعت، در نقشپردازي استفاده ميكرد، ليكن نگاهش به معاني و مفاهيم شكلهاي طبيعي در فرهنگ و راز و رمزهاي پوشيده و پنهان آنها در ذهن جامعه بود. در اين شيوه آذينبندي، معمار ميكوشيد تا با حفظ جنبههاي زيباشناختي پديدههاي طبيعي، ارزش و نقش نمادين و آرماني آنها را در جامعه ملحوظ بدارد.
آذينبندي گياهي تزئين معماري بناها با نقش درخت و گل و بوته به يك عقيده بسيار كهن درباره قداست رستنيها و گياهان در زندگي انسان ارتباط دارد. درخت در پنداشت مردم جامعههاي قديم مظهر حيات، باروري و قدرت بوده و برخي از آنها نقش مهم و برجستهاي در آئينها و مناسك مذهبي مردم داشته است. الياده معتقد است كه درخت «همواره به خاطر آن چه به وساطت آن مكشوف ميشده و براي معنايي كه درخت متضمن آن بوده و بر آن دلالت ميكرده، مسجود و معبود بوده است.» (الياده، 1373: 261). بسياري از بناهاي مقدس اسلامي با نقش درخت و گياه و گل و بوته تزئين شدهاند. درخت تاك يك نمونه از آرايهبندي بناهاي مقدس با نقش گياهي است. تاك در مشرق زمين «گياه زندگي»، تصور ميشده و نماد «كيهان» بوده است. نقش اسليمي درخت تاك با شاخه و برگ و خوشههاي انگور در درون طاق بزرگ محراب مسجد جامع نائين (سجادي، 1375: 84)، و نقش درخت تاك بر فرورفتگي ديوار محراب مسجد جامع قيروان در تونس كه آن را با زر بر زمينهاي سياه پرداختهاند، نمونههايي از آذينبندي گياهي به شمار ميروند. بوركهارت (1365: 133) نقش تاك در محراب قيروان را «مظهر خرد»، و «درخت دنيا» دانسته است. نمونهاي ديگر از آذين بندي گياهي با هدف آرمانگرايانه، بهرهگيري از گياه پيچك و انداختن نقش آن معمولا بر سردر فضاهاي ورودي خانههاست. معماران در انداختن نقش پيچك بر سردر ورودي، جدا از جنبه زيباشناختي اين گياه، به نيروي جاودانه و جنبه قدسيانه آن در فرهنگ عامه نيز نظر داشتهاند. گياه پيچك در فرهنگ مردم همچون حرز و تعويذي براي دور كردن ارواح خبيث و شرير به كار ميرفت. نقش تزئيني پيچك بر سردر خانهها، ساكنان را از چشم بد و آفت و بلا محفوظ ميداشت (بلوكباشي، 1377: 180 _ 181)
كتيبهبندي آذيني آذينبندي سردر فضاهاي ورودي، ديوارها، درها، گنبدها و محرابها در مساجد، زيارتگاهها، آرامگاهها، آبانبارها، سقاخانهها، كاروانسراها و... با كتيبه و به قصد تبرك و تيمن و تقدس؛ از زمانهاي قديم مرسوم بوده است. براي تزئين كتابهها از آيات قرآني، احاديث نبوي، ادعيه و اشعار غالبا مذهبي استفاده ميكردند. كتابهها را معمولا با خط تزئيني ثلث كه دور و تموج و زيبايي ويژه تزئيني دارد، مينوشتند و با نقش و نگارهايي بر زمينه گچ، چوب، كاشي و سنگ ميانداختند. كتيبه نماي بناهاي سقاخانه و آب انبار را با جملات دعايي و اشعاري در رثاي شهيد تشنه لب كربلا امام حسين (ع) و سقاي كربلا حضرت ابوالفضل، و لعهن و نفرين قاتلان شهيدان دين تزئين ميكردند.
شمايلپردازي يكي ديگر از شيوههاي نقشپردازي آرمانگرايانه در معماري سنتي ايران، شمايلنگاري روي ديوارهاي برخي از بناها بوده است. هنر شمايلنگاري روي ديوار از زمانهاي بسيار كهن در ميان معماران تزئيني اين سرزمين رواج داشته است. در دوره پيش از اسلام به خصوص دوره ساساني، هنرمندان بسياري بودند كه ديوار ايوانها و تالارها و تنه ستونها را با چهرههايي از قهرمانان اسطورهاي و حماسي و صحنههايي از داستانها و افسانهها نقش و نگارين ميكردهاند. در دوره اسلامي نيز نقشينه كردن ديوار بناها با شمايل و با مضامين حماسي _ ملي و حماسي _ مذهبي رواج داشته است. منبع الهام نقاشان تزئيني بناها در شمايل پردازيهاي حماسي _ ملي، شاهنامه و چهره و پيكره قهرمانان و واقعههاي حماسي آن، مانند جنگ رستم و سهراب، رستم و اسفنديار، رستم و اشكبوس و رستم و ديو سپيد بود. اين هنرمندان معمولا سردر ورودي و ديوارهاي سربينه حمامها، سردر كاروانسراها، دروازهها، سراها، قيصريهها، ورودي بازارچهها، سردر زورخانهها، ديوارهاي درون قهوهخانهها و ايوانها و سقفهاي خانههاي اعيان را متناسب با كاربريهاي اجتماعي _ فرهنگي هر يك از فضاهاي اين بناها، با صورتها و پيكرههاي پهلوانان و صحنههاي رزمي و بزمي نقاشي ميكردند و ميآراستند (بلوكباشي، 1375 : 97 _98). معماري بناهاي شمايل نشان، انگارههايي از واقعيتهاي تاريخي _ ديني و داستانهاي اسطورهاي _حماسي فرهنگ ايرانزمين را در پيشگاه و نظر بينندگان نسلها در توالي زمان مجسم ميسازد. بنا بر نظر كيپنبرگ (1373: 146) شمايلنگاري توصيفي از چگونگي قرائت تصاوير موجود در فرهنگها به كمك خود تصاوير است. شمايل نگاري ما را قادر ميسازد كه بر اين اساس، وجوه كشف ناشده روح ملي و جهانبيني را بازسازي كنيم. به جز آذينهاي گياهي و كتابهاي و شمايلي، آذينهاي ديگري نيز در معماري سنتي ايران به كار رفتهاند، كه نشانگر آرمانهاي فرهنگي _ديني مردم جامعه مسلمان ايران هستند. براي مثال معماران تزئيني براي جلوهگر ساختن هستي خداوند و نشان دادن مظهري از او در بناهاي مقدس، از شيوههاي گوناگون نقشپردازي در هنر معماري تزئيني بهره ميجستند. همچنين در فرهنگ اسلامي، گنبد را مظهر آسمان و پايههاي گنبد را مظهر زمين ميپندارند. بوركهارت از گنبد و پايه چهارگوش نگهدارنده آن و مقرنسهاي ميان گنبد و پايهها، توجيهي بديع و زيبا دارد. ميگويد:«آسمان با حركتهاي مدور بيشمار و زمين با جهات چهارگانه همانند است. بنابراين، مقرنسها با شكل كندو وارشان گنبد را كه نمادي است از آسمان، به پايهها كه نمادي است از زمين، ميپيوندد و حركت آسماني را در نظام خاكي منعكس ميكند. همو ثبات و بيتحركي كعب گنبد را در معماري جايگاههاي مقدس، مظهر و نماد كمال و يا حالت ثبات و بيزماني جهان معنا ميكند. (بوركهارت، 1365: 85). معماران سنتي در گزينش شكلهاي طبيعي براي نقشينه كردن بناها رسالت مهم و بزرگي در برابر فرهنگ و دين از سويي و مردم جامعه از سوي ديگر احساس ميكردند. هدف و آرمان اين هنرمندان ديندار و معتقد اين بود كه با نقش و نگارهايي كه بر در و ديوار بناها مينشانند، پيوندي ميان جهان ناسوتي يا خاكي و جهان لاهوتي يا معنوي برقرار كنند و از اين راه رابطهاي ميان مردم جامعه و نيروهاي مقدس مينوي و رباني و مقربان بارگاه الهي پديد آورند. از اين رو، شكلها و نقشهاي گياهان، جانوران، جامدات و اجرام سماوي را غالبا بر اساس مفاهيم نمادي ويژه آنها در فرهنگ و جامعه برميگزيدند و در معماري به كار ميبردند. درك زبان رمزي اين نقشها و دريافت معاني و مفاهيم آنها بسيار دشوار و فقط براي شماري از فرهنگواران و دينداران جامعهاي كه اين نقشها در فرهنگ آن جامعه معنا گرفته، ممكن و ميسور بود.
پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري: www.uan.ir |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط عمران |
|
|
تفکر ، تجسم و تخیل ، محصول ( بنا ) طراحی : فرایندی است از تفکر شروع و به یک محصول ( بنا ) ختم می شود . عماول موثر بر طراحی :
نظر دکتر پیرنیا (پدر معماری اسلامی)
( شناخت اجزاء طراحی ) 1- عرصه خصوصی 2- عرصه خانوادگی 3- عرصه پذیرایی 4- عرصه خدماتی 5- عرصه فضای باز عرصه خصوصی عبارتند از : اتاق خواب – حمام – اتاق کار – اتاق مطالعه عرصه خانوادگی عبارتند از : غذا خوری – آشپزخانه – هال – نشیمن عرصه پذیرایی عبارتند از : پذیرایی – نهارخوری عرصه خدماتی عبارتند از : پارکینگ – موتورخانه – انبار عرصه فضای باز عبارتند از : باربیکیو عرصه : به تعدادی از فضاها و عملکردهای سازگار که با هم وابستگی معمــاری داشته و در بخش مشخصی از نقشه طرح ما مکان یابی گردند را عرصه گوییم . شهرک : به مناطقی که بیش از 500 واحد مسکونی داشته باشد شهرک گویند . عرصه خصوصی : از مهمترین قسمتهای ساختمــــان مــــی باشد . فضــــایی است غیــــر رسمی و در صورت امکان بایــد در بهترین و مهمترین موقعیت طراحی مکان یابی شود . عرصه خانوادگی : شامل فضای نشیمن و آشپزخانه میـباشد و در خانـــــه های بزرگتر , صبحــانه خوری نیز به ایـن مجموعه اضــافه میشود . این عرصه رو به آفتاب و فضای حیاط میباشد . در صــورت امکـــــان دسترسی مستقیم به حیاط و بالــکن طراحی میشود . نشیمن : محل زندگی خانواده و مهمترین قسمت خانه است . این فضــا اغـــــــلب از فضای پذیرایی مستقـــلا طراحی میشود و حالتی خصوصی دارد . باید رو به آفتــــاب باشد و ارتباط راحتـــی با بالکن و حیاط داشته باشد و بایـــد به نحوی طراحی شود که فعالیتهای مختلفی مانند ؛ صحبت کردن – نشستن – تماشای تلویزیون – بازی بچـــه ها و مطــالعه جزئی در این فضا امکانپذیر و از وسعت خوبی برخوردار باشد . انـــدازه ایــن فضـــا با توجه به نوع فعالیت ها و ابعاد مبلمـــان و لوازم مورد استفــاده مشخص می شود . ابــعاد آن بین 15 الی 25 متر متغییر است . باید با ورودی آشپزخانـــه , غذاخـــوری و بالکن ارتبـــاط نزدیک داشته باشد و ضـمن ارتباط با اتاق خواب مستقل ازاتــاق خواب طراحی می شود . همچنین از نـور و چشم انداز مناسبی برخوردار باشد . برای این فضا طرح های مختلف را با توجه به نحوه چیدمان مبلمان متصور هستیم . مبلمان نشیمن : فضای نشیمن علاوه بر اینکه محل زندگی خانواده میــباشد محـــل پذیرایی از فامـــیلهای نزدیک نیــز میــباشد . در خــانــه های کوچک که امکان پیش بینی اتـــاق پذیرایی وجود نــدارد از فضـــــای نشیمن به عنوان فضای پذیرایی نیز استفاده میشود . در هر صورت نحوه طراحی این فضا بر اساس شرایط استـــفاده از آن متفـــــاوت خواهد بود . در زندگی سنتی ما برای مبلمان کردن اتاق نشیــمن از قالی و پشتی استفاده میــکردیم به همین دلیــــــل در طراحی سعی میشده است که ابعاد نشیمن را بر اساس ابعاد قالی طراحی نمایند .در مبلمان فضـای نشیمن معمولا از کانــاپه , مبــل دسته دار و میز برای صرف میوه و چای استفاده میشود . در استقرار مبل در نشیمن بایــــد به دیـد و منـظر فـضا کاملا توجه شود . امروزه تلویزیون و دیگر لوزم صوتی و تصویری از دیگر عناصر نشیمن میباشد که معمولا بــه همراه قفسه کتاب و ویترین در یک بدنه جاسازی میشود . اگرچه شومینه در اغلب خانه ها به کـــار نمی رود اما در صــــورت پیش بینی آن در طرح که معمولا جنبه سمبولی دارد حتما در فضــــــای نشیمـــن باید پیش بینی گردد . نـــحوه مبلمـــان اتـــاق نشیمن و استقرار شومینه و تلویزیون بایـــــد به گونه ایی بـــــاشد که از غذاخوری خانـــوادگی و آشپزخانــه قابل رویت باشد . در صورتی که از اتاق نشیمن بــه عنوان پذیرایی نیز استــفاده میـــشود , بهتر اســـــت آشپزخانه جدا و مستقل از پذیرایی طراحی گردد . آشپزخانه : یـــــکی از مهمترین عناصر عملکردی خانه می بــاشد و بـــا توجه به تنوع فعالیتها , وجود لوازم وتجهیزات مدرن , ضرورت استــــفاده از سیستــم های تاسیساتی برای آبرســــانی , دفع فاضلاب , روشنایی , تهویـــه , لزوم توجه به بهداشت ونظافت در آن و ....... طراحی این فضا را حساس تر و مشکل تر می نماید . دسترسی آشپزخانه : باید به فضــــای بیــرونی و گاراژ دسترسی راحتی داشته باشد و با بالکن یا پاسیو مرتبط باشد . دسترسی آشپزخانه به اتاق نشیـــمن و فضای صبحانه خوری باید راحت باشد . فضای آشپزخانه باید امکان استفاده از نــــــور و تهویه طبیعی را داشته باشـــد . از آشپــزخانه برای نگهداری و آماده سازی و پختن مواد غذایی استفاده می شود . بـــرای انجام این کارها احتیاج به سه عنصر اصلی داریم . 1- یخچال : برای نگهداری مواد غذایی . 2- سینگ ظرفشویی : برای شستن مواد غذایی و ظروف . 3- اجاق گاز : برای پختن . علاوه بر عناصـــــر فوق کابینت دیواری بالا و پــــایین , لوازم و تاسیسات دیگری مثل فریزر – ماشین ظرفشویی – آبگرمکن و ..... نیز در داخل یا مجاورت آشپزخانه قرار میگیرد .....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط عمران |
|
|
برگ سبز اول E_Mail صندوق مطالب عناوین مطالب |
| درباره خونه دل |
سلام دوستان عزیز
یکی از تازه کارای معماریم.آرزوهام خیلی بزرگه.البته بر ما که آرزو عیب نیست.فعلا که یزدم.بعدشم هرجای ایران عزیز بشه.عاشق کارای اجراییم و عمرانی.البته دست تقدیر کشوندم به هنر بزرگ و بدون انتهای معماری.سعی میکنم بیشتر کارای تحقیقات ومطالعه رو اینجا ارائه کنم.راستی خودمم یه خوزستونیه داغ داغم. به امید موفقیت واسه همه معمارای سرزمین آریاییمون |
| قبلیا |
|
آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|