تبليغاتX
هم خس هم خاشاک
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  فرازهایی از سخنان دکتر علی شریعتی

 دوست داشتن از عشق بر تر است ، عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سری نا بینایی.اما دوست داشتن پیوند خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از عشق غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زندبی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جایک روح ارتفاع دارد دروست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.

عشق، در هر رنگی و هر سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنان که شوپنهاور می گوید:”شما بیست سال بر سن معشوق تان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر روی احساس تان مطالعه کنید.”

اما دوست داشتن چنان در روح غرق است گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند. عشق طوفانی و متلاطم است، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقارو سر شار از نجابت.

عشق با دروی و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامید ضعیف می شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد.اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است. دنیایش دنیای دیگری است.

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:20 بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 تیر1387
| لینک ثابت

  اگر قرار باشد ...

 

تحمل کردن زیباست ... اگر قرار باشد به تو برسم.

انتظار کشیدن آسان است... اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم.

زندگی شیرین است ... اگر قرار باشد مزه دستهای ترا بِچشم.

مشکلات حل می شود ... اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم.

اشکها همه به لبخند تبدیل می شود ... اگر قرار باشد دوباره در کنار تو باشم.

و لبخندها دوباره به اشک فقط اگر ببینم خیال رفتن داری...

اما دوستت دارم. از پشت همه این فاصله ها .. از پشت همه این حرفها...!؟

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:18 بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 تیر1387
| لینک ثابت

  ای آرام دل بی قرارم ...

در هجرانت چشم هايم باران عشق می بارند

 

می بارند و می بارند

 

تا اين سوی ناچيزی هم که مانده است را هم از دست بدهند

 

و در سياهی دنيای خود جز نقش روی ماه تو در عالم خيال تصور نکنند

 

تو کجايی که دور از تو دل شکسته ام حتی طاقت آهی را ندارد و من که در

 

غم عشقت می سوزم از حريم حرم پاک اين دل که آشيانه عشق توست

 

پاسبانی ميکنم تا در آن جز انديشه عشق پاکت هيچ جای نگيرد

 

سينه تنگم مالا مال اندوهی تلخ است

 

در ميان سينه ام سوزشی احساس ميکنم

 

گويی اين دل است که از سوختنش عطر عشق به مشامم می رسد

 

وتنم را از عشق می سوزاند

 

سراپا همچون ديوانه ای گم کرده ره به دنبال درهای عشق می گردم

 

تو می دانی اين درهای فنا شدن کجاست؟

 

می خواهم در راه عشقت فنا شوم و نابود گردم...

 

دل من خدای مهربانی های توست

 

کاش باز هم بتوانم تو را ببینم...

آرزوی دیرینه ام دیدن آن روی همچون ماه شب چهارده توست

 

 

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:17 بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 تیر1387
| لینک ثابت

  درد دوری...

دير زمانيست كه از ملاقات با تو و شنيدن صدای تو محرومم.

 

چرايش را نمی دانم، مثل چراهای بسيار ديگری كه بی جواب ماندند

 

روزهای خالی حضور تو، دلتنگي های مرا بيشتر كرده است.

 

فهميدم كه چقدر به تو و شنيدن صدای تو محتاجم.

 

حضور مهربان تو مرا به آرامش می رساند

 

اما اكنون... بگذريم!

 

بگذريم كه بازگويی آن چه در طول اين مدت بر من گذشت، جز اندوه بيشتر ثمری ندارد.

 

تنها بدان كه روزگار خوبی ندارم.

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:15 بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 تیر1387
| لینک ثابت

  شكسپير ميگه...

 

فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ،..

 

و بدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني.

 

بازم سلام.سلامی به گرمیه آفتاب داغ کویر(جایی که الان هستم).سلامی به گرمیه زمینای داغ جنوب (زادگاهم)به عزیزترینم شادی خانوم.

این جمله به چشمم خوردو به دلم نشست.گفتم خداییش انگار حرف دل منو زده(همین الآن اس ام اس خبر پروزتو جواب دادم.خیلی خوشحالم کردی)من که قبلا هم بهت گفتم اگه خودمم فراموش کنم محاله تو و عشقیو که بهت دارم فراموش کنم.پس مطمئن باش یه روزی میاد که دستای یخ زدمو تو دستای گرمت بذارموذل بزنم تو چشاتوبا همه وجودم بهت بگم شادیه زندگیم دوست دارم

اون روز که با هم بودیمو تا آخر عمرم فراموش نمیکنم.از خدا میخوام که یه باردیگه این سعادتو نصیبم کنه تا باز بتونم تو چشای نازو پاکت ذل بزنم.

مشکلاتمون زیاده عزیزم.خودتم میدونی تنها چاره منو توفقط صبره.

از همه دوستانی که به خونه منو شادی سر میزنن ممنونم واز همتون التماس دعا دارم

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:14 بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 تیر1387
| لینک ثابت

  سلام عاشق

سلام به همه دوستان عزیزم مخصوصا عزیزترین و نازنین ترین آدم روی زمین واسه من.

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

شادیهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

چند روزه من شادی خانوم رو تنها گذاشته بودم.اینجا ازش معذرت میخوام.خداییش خودشم میدونه دستم واقعا کوتاه بوده به نت و گوشیم.حالا دیگه اومدم جبران کنم.امیدوارم منو بخشیده باشه

من هم دست به تایپم کنده هم ذوق نوشتن ندارم مثه شادی خانوم.تو فصل امتحاناش شروع کرد به وبلاگ نویسیو این وبلاگو هدیه کرد به من.منم ازش ممنونم بابت هدیه خوشگلش

ولی هیچ هدیه ای به خوشگلیه خودش نمیشه واسه من

منو شادی خیلی از هم دوریم.ولی این دوریه فاصله هیچوقت دلامونو از هم دور نکرده.هرروز عطش عشقمون به هم بیشتر هم میشه و شده.

ای بهترین ترانه ساز زندگیم...

 

کاش گلی بودم در میان انگشتانت

 

تا وقتی به من نگاه می کردی به تومی گفتم :

 

خوشبختی تو آرزویم است...

 

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:10 بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 تیر1387
| لینک ثابت