تبليغاتX
هم خس هم خاشاک
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  چگونه يك ساختمان ايمن در برابر زلزله بسازيم

چگونه يك ساختمان ايمن در برابر زلزله بسازيم

 

 

 

این مقاله اگرچه عموم مردم را مخاطب قرار می دهد ولی خواندن آن برای مهندسین عمران بسیار مفید است .

اگر قصد ساختن يك سرپناه براى خود داريد كافى است مطابق نقشه رعايت ضوابط فنى و استفاده از مصالح مرغوب، آغاز كنيد.
اين گزارش، اين آگاهى را به شما مى دهد كه سريع تر اقدام به جلوگيرى از اشتباهات و خطا هاى فنى مجرى ساختمان كنيد و با مطلع كردن مهندس ناظر خود، از بروز دوباره كارى (كه بار مالى زيادى به شما تحميل مى كند) و همچنين پوشاندن خطا هاى غيرقابل جبران كه مى تواند در آينده صدمات جبران ناپذيرى به ساختمان شما وارد آورد، جلوگيرى كنيد.
براى شروع با انواع اسكلت هاى ساختمان آشنا مى شويد، و در ادامه با جزييات فنى و اجرايى آشنا خواهيد شد.
ساختمان هاى فلزى: در ساخت اين نوع ساختمان ها از پروفيل هاى فولادى در ستون و تير هاى آن استفاده شده است. اجراى سريع، كوچك بودن ابعاد ستون ها (نسبت به حالت بتونى) مقاومت بالاى فولاد در برابر كشش و فشار از جمله مزيت هاى اين نوع ساختمان ها به شمار مى رود، در مقابل زنگ زدگى، خوردگى و ضعف در برابر آتش سوزى از جمله معايب آن به شمار مى رود.
نصب و اتصال اجزاى تير، ستون و پل هاى اين ساختمان ها به دو طريق جوشكارى و يا پيچ و مهره انجام مى پذيرد. در ايران، اكثر ساختمان هاى مسكونى با اسكلت فلزى به روش جوشكارى نصب مى شود.
ساختمان هاى بتونى: ساختمان هايى كه اسكلت اصلى آنها از بتون آرمه است را ساختمان بتونى مى نامند. زلزله هاى اخير نشان داده كه ساختمان هاى بتونى در صورت اجراى صحيح، مقاومت خوبى از خود به نمايش مى گذارد. همچنين مقاومت در برابر آتش سوزى، اجراى سازه هاى خاص، اجراى معمارى در خور توجه و عملكرد بهتر ديوار هاى آجرى با اسكلت بتونى از مزيت هاى اين نوع ساختمان ها به شمار مى آيد.
ساختمان هاى آجرى: مطابق آئين نامه ۲۸۰۰ زلزله ايران، ساختمان هاى با مصالح بنايى حداكثر بايد داراى دو طبقه (بدون احتساب زيرزمين) باشند.
ساختمان هاى خشتى: استفاده از خشت در ساختمان هاى روستايى و شهر هاى كوچك به دليل شرايط اقليمى انجام مى پذيرد. در مناطق كويرى كه روز هاى گرم و شب هاى سرد دارد، بهترين روش سرمايشى و گرمايشى خانه ها استفاده از ديوار هاى قطور خشتى است. اما اين نوع ديوار ها در برابر زلزله آسيب پذير بوده و به صورت آوارى مهيب، جان زيادى را مى گيرد. متاسفانه هنوز آئين نامه اى در كشور براى اين نوع ساختمان ها تدوين نشده است. به غير از موارد فوق، ساختمان هاى پيش ساخته، ساختمان هاى چوبى و ساختمان هاى سنگى نيز بر حسب مناطق خاص خود ساخته مى شوند.
• چه بتونى
وقتى مى خواهيد خانه اى را بسازيد، چه بتونى باشد و يا فلزى، موارد زير را بايد رعايت كنيد:
ساختمان هايى كه بيش از ۴ طبقه و يا ۱۲ متر به بالا هستند بايد با ساختمان مجاور خود فاصله داشته باشند. اين فاصله ها را كه اصطلاحاً درز انقطاع مى نامند حداقل يك صدم ارتفاع است يعنى براى ساختمان به ارتفاع ۲۰ متر درز انقطاع ۲ سانتيمتر خواهد بود. وجود اين درز براى حذف و يا كاهش خسارت ناشى از ضربه ساختمان هاى مجاور به يكديگر است. اين درز ها را مى توان با مصالح نرم كه در هنگام زلزله به راحتى خرد مى شوند، پر نمود.
پلان ساختمان بايد ساده و منظم باشد و داراى پيش آمدگى و پس رفتگى زيادى نباشد.
بار و تاسيسات سنگين مانند منبع آب در طبقات فوقانى ساختمان قرار داده نشود و سعى شود تا سنگينى ساختمان در پايين ترين سطح ممكن باشد.
اجراى مصالح نما، شيشه، ديوار هاى جداكننده طورى باشد كه هنگام زلزله از سازه جدا نشود.
سعى نكنيد بيش از آنچه كه در نقشه سازه آورده شده است، اقدام به تقويت سازه، خصوصاً پل ها و تير ها كنيد. افزايش ابعاد پل يا تير و يا ميلگرد ها ى آن نتيجه عكس خواهد داد.اگر هنگام خاكبردارى به پى (فونداسيون) ساختمان همسايه برخورد كرديد، اقدام به تخريب آن نكنيد. ضمن هماهنگى با مهندس ناظر خود، با يك برگ يونوليت (فوم) اقدام به جداسازى پى ساختمان همسايه با بتون پى ساختمان خود كنيد.
پس از اتمام خاكبردارى و قبل از اجراى بتون مگر (بتونى كم سيمانى كه به ضخامت ۱۰ سانتيمتر در زير فونداسيون روى خاك اجرا مى كنند) از محكم و سفت بودن خاك زير فونداسيون مطمئن شويد. در اين مورد حتماً با مهندس ناظر ساختمان خود مشورت كنيد.بار هاى وارد بر ساختمان، همگى در نهايت به پى (فونداسيون) ساختمان منتقل شده تا به زمين برسد. لذا دقت در اجراى مرحله از ساختمان حائز اهميت است. پى ها نيز انواع مختلفى دارند. اما پى رايج ساختمان هاى مسكونى در ايران به صورت پى نقطه اى (تكى يا دوبل) است.پس از خاكبردارى محل پى ساختمان، قبل از آنكه بخواهيد پى را اجرا كنيد، حتماً از مقاومت بستر خاكى كه به آن رسيده ايد مطمئن شويد. اگر خاك بستر به راحتى توسط بيل دستى برداشته مى شود، اجراى فونداسيون به تنهايى جوابگو نخواهد بود. از آنجا كه اكثر نقشه هاى محاسباتى داده شده به مالكين، بدون بررسى خاك منطقه و آزمايش هاى مربوطه است، لذا فقط به نقشه اكتفا نكنيد و حتماً از كارشناس امر يا مهندس ناظر خود بهره بجوييد.تراكم بستر خاك قبل از اجراى فونداسيون نيز نبايد فراموش شود. بعد از آنكه از خاك زير پى مطمئن شديد، بايد دقيقاً طبق پلان ساختمان (و از هر طرف نيز ۱۰ سانتيمتر بيشتر) سطح را با يك بتون كم عيار به ضخامت ۵ الى ۱۰ سانتيمتر بپوشانيد. سپس بر روى آن اقدام به آرماتوربندى و قالب بندى پى كنيد.براى متصل كردن كليه پى ها به هم بايد از شناژ استفاده كرد. ابعاد شناژ در نقشه هاى محاسباتى موجود است.
به خاطر داشته باشيد كه آرماتور هاى شناژ حتماً به درون آرماتور هاى فونداسيون رفته و از مركز ستون نيز عبور كند. اگر ساختمان اسكلت بتونى باشد، ميلگرد هاى ريشه ستون درون اين شناژ قرار مى گيرد و اگر ساختمان اسكلت فلزى باشد، صفحه ستون همراه با بولت هاى آن. مراقب بستن خاموت ها (آرماتور هاى عرضى كه به دور آرماتور هاى طولى و اصلى در شناژ ها بسته مى شوند) باشيد. همانطور كه در نقشه هاى سازه تان درج شده است، فاصله خاموت ها از هم در نزديكى ستون ها و پى ها كمتر مى شود. رعايت كردن اين فاصله ها بسيار مهم است و متاسفانه مجريان جهت راحتى كار خود، كليه فواصل را مساوى در نظر مى گيرند كه پس از زلزله آسيب جدى خواهند ديد. همچنين انتهاى كليه خاموت ها (تنگ ها) بايد كاملاً خم شود و خم هاى دو خاموت كنار هم روبه روى يكديگر قرار نگيرند.هنگام بستن ميلگرد هاى پى و شناژ دو نكته را در نظر داشته باشيد البته اين دو نكته در كليه آرماتور بندى هاى اجزاى ساختمان نيز به كار مى رود.
اول اينكه انتهاى ميلگرد هايى كه آزاد هستند و ديگر ادامه پيدا نخواهد كرد بايستى به صورت ۹۰ درجه خم شوند. حداقل اندازه اين خم ها بايد ۱۲ برابر قطر آن ميلگرد باشد و مورد دوم طول روى هم قرار گرفتن آرماتور ها است. اگر آرماتور طولى در جايى قطع شد و مجبور شديد براى ادامه از يك آرماتور ديگر استفاده كنيد بايد حداقل به ميزان ۵۰ برابر قطر آن آرماتور، آن دو را روى هم قرار دهيد. كمتر از اين ميزان و يا قرار گرفتن نوك به نوك ميلگرد ها به هيچ عنوان مجاز نيست.
اگر بتون را به صورت آماده خريدارى مى كنيد، از يك كارخانه معتبر تهيه كنيد. اگر اسكلت ساختمان شما بتونى است ريشه ستون ها را مطابق نقشه و قبل از بتون اجرا كنيد. هنگام بتون ريزى، بتون اين ناحيه بايد حسابى متراكم شود. از آنجا كه تراكم ميلگرد ها در ناحيه ريشه ستون ها زياد است، ممكن است كارگران وقت و دقت زيادى را صرف اين كار نكنند.
لذا مراقب باشيد كه تراكم بتون به خوبى انجام گيرد.اگر جهت قالب بندى فونداسيون خود از آجر استفاده كرديد، حتماً روى آجر ها را كاملاً با نايلون بپوشانيد تا مانع جذب آب بتون توسط آجر ها شويد. اگر از قالب چوبى و يا فلزى استفاده كرديد حتماً آن را با روغن مخصوص (و يا حتى المقدور با روغن سوخته) چرب كنيد تا موقع جداسازى قالب ها از سطح بتون، بدون آسيب رساندن به بتون كار خود را انجام دهيد. البته مراقب باشيد كه آرماتور ها روغنى و چرب نشود.فاصله بين قالب و آرماتور ها را مطابق نقشه رعايت كنيد.
حداقل بين ۵ تا ۷ سانتيمتر بين قالب و ميلگرد بايد فاصله باشد تا با بتون كاملاً پر شود. اگر تحت هر شرايطى پس از بتون ريزى، آرماتور فونداسيون نمايان بود (البته اين ميزان نبايد خيلى زياد باشد، در غير اين صورت بتون ريزى شما ايراد داشته و بايد با مهندس ناظر مشورت نماييد). يك ملات پرسيمان با دانه بندى ريز درست كنيد و آن قسمت را بپوشانيد.
در غير اين صورت آن قسمت محل خوبى براى خوردگى آرماتور فونداسيون شما خواهد بود.آب دادن و نگهدارى از بتون را فراموش نكنيد. در واقع اين شما هستيد كه مقاومت اصلى بتون را تعيين مى كنيد!
• بتون و بتون ريزى
يكى از كاربرد ى ترين مصالح مصرفى در ساختمان، بتون است. پى ها (فونداسيون ها)، ستون ها و تير هاى بتونى، بتون مصرفى در سقف هاى تيرچه بلوك، كامپوزيت و... همگى نشانگر اهميت اين ماده ساختمانى به شمار مى روند.بتون تشكيل يافته است از سيمان، شن و ماسه و آب كه بر حسب مقاومت لازم و محل مصرف، ميزان مصالح در هنگام اختلاط تعيين مى شود. بر حسب نوع و محل مصرف، احتمال اضافه كردن مواد افزودنى نيز وجود دارد.
بتون در مقابل نيرو هاى كششى ضعيف است بدين جهت براى رفع اين ضعف از ميلگرد يا آرماتور استفاده مى شود كه بر حسب محاسبات، قطر و تعداد آن مشخص مى شود.نكات مهمى كه در هنگام ساخت بتون بايد در نظر داشته باشيد: سيمان مصرفى خود را بر حسب محل مصرف تعيين كنيد. به طور كلى سيمان پرتلند نوع ۲ براى كار هاى ساختمانى كفايت مى كند. سيمان پرتلند نوع ۵ سيمان ضدسولفات است و براى قسمت هايى از ساختمان كه با سولفات در تماس است به كار مى رود. در بعضى از پى هاى ساختمان كه ممكن است با خاك و يا آب هاى سولفاته در تماس باشد بايد از اين نوع سيمان استفاده كنيد.شن مصرفى بايد تميز و سخت باشد.
به كار بردن سنگدانه هاى درشت تر از ۲۲ ميليمتر در ساخت بتون آرمه توصيه نمى شود و حداكثر اندازه اى كه مى توانيد مصرف كنيد ۴ سانتيمتر است. البته بايد در تعيين شن مصرفى خود به فاصله ميلگرد هاى بسته شده و يا ضخامت دال (قطعه بتونى با ضخامت كم) توجه لازم داشته باشيد.ماسه نيز بايد شسته باشد. از ماسه هاى خاكدار در بتون جداً دورى كنيد در غير اين صورت ضرر آن بيش از اختلاف قيمت ماسه شسته با ماسه خاكدار خواهد بود.آب مصرفى در بتون بهتر است آشاميدنى باشد. در غير اين صورت بايد از آبى استفاده شود كه داراى بو و طعم خاصى نبوده و با مواد ديگر نيز آميخته نشده باشد.پس از تهيه مصالح، مطابق دستور العمل داده شده از طرف مهندس ناظر يا محاسب خود، اقدام به اختلاط آنها نماييد. در صورتى كه به صورت دستى اقدام به ساخت بتون مى كنيد، ابتدا ماسه و سيمان را با هم مخلوط كرده، سپس شن را به آن بيفزاييد. پس از مخلوط كردن آنها با هم به آرامى آب به آن اضافه كنيد.
به خاطر بسپاريد كه بعضى از كارگران بنا به عادتى كه در ساخت ملات دارند، مخلوط را به صورت آبخوره درمى آورند كه اين كار غلط است و باعث هدر رفتن دوغاب سيمان خواهد شد. (آبخوره يعنى مصالح خشك را به صورت توده تپه اى شكل مخلوط كرده و وسط آن را مانند كوه آتشفشان خالى مى كنند و درون آن آب مى ريزند.)
ساخت بتون توسط دستگاه هاى مخلوط كننده (ميكسر) كيفيت بهترى را به دست مى دهد.
پس از ساخت بتون آن را بايد به محل بتون ريزى انتقال داده و بلافاصله اقدام به بتون ريزى كنيد. اگر بتون در حال سفت شدن بود يا براى راحتى كار خود، هرگز به بتون ساخته شده آب اضافه نكنيد. اگر بتون سفت شده، ديگر قابل مصرف نيست اضافه كردن مجدد آب و يا حتى اضافه كردن آب بيش از اندازه در هنگام اختلاط، مقاومت نهايى بتون را كاهش مى دهد.
مهم ترين نكته اى كه در حال اجراى بتون ريزى بايد به آن توجه داشته باشيد، متراكم كردن بتون است، اهميت اين قسمت از كار آن قدر بالاست كه اگر پيمانكار بتون ريزى شما، فاقد وسايل مناسب متراكم (خصوصاً ويبراتور) بود، از شروع كار خوددارى كنيد. ويبراتور كه تشكيل شده از يك موتور و شلنگى كه سر آن با لرزشى كه ايجاد مى كند باعث تراكم بتون مى شود، بهترين وسيله براى اين كار به شمار مى رود.
بتون بايد طورى متراكم شود كه كليه ميلگرد ها كاملاً در بتون مدفون شود و هواى محبوس درون بتون كاملاً تخليه شود. عمل ويبره كردن با ويبراتور در حدود ۵ تا ۱۵ ثانيه طول مى كشد و هنگام رو زدن شيره بتون متوقف مى شود. تراكم بيش از حد نتيجه معكوس مى دهد و براى بتون مضر است.
در جاهايى كه احتياج داريد سطوح بتون را صاف كنيد (مانند سقف ها و پى ها) كمى صبر كنيد تا آب بتون رو بزند، آن گاه با ماله چوبى اقدام به صاف كردن سطوح كنيد. پس از اتمام عمليات بتون ريزى نگهدارى بتون حداقل به مدت هفت روز بسيار مهم است و در واقع در اين مدت است كه بتون مقاومت اصلى خود را به دست مى آورد. تاخير در اين كار باعث از دست رفتن مقاومت بتون خواهد شد. در اين مدت نبايد اجازه دهيد كه بتون آب خود را از دست بدهد. در تابستان و يا هواى گرم با آب دادن مداوم بتون و يا پوشاندن سطوح بتونى با چتايى (گونى) خيس مى توانيد آب لازم را تامين كنيد. در روز هاى سرد و هواى كمتر از ۵ درجه سانتى گراد بايد مراقب يخ زدگى بتون باشيد. بتون در اين هوا بايد گرم بماند. در سقف ها كه ضخامت كم و سطح زيادى دارند، مى توانيد با روشن كردن بخارى در زير آنها، اين كار را انجام دهيد.
چند نكته را قبل از شروع بتون ريزى به خاطر بسپاريد.
•هرگز اجازه ندهيد ميلگرد ها به قالب چسبيده باشند. (چه در كنار و چه در كف قالب)
•داخل قالب ها بايد كاملاً تميز و عارى از نخاله، خاك و... باشد.
•از تماس مصالحى چون گچ، خاك و... كه باعث جذب آب بتون مى شود جلوگيرى كنيد. اين كار را مى توانيد با پوشاندن خاك و يا... توسط نايلون انجام دهيد.
•قبل از بتون ريزى، محل را كاملاً مرطوب كنيد اما آب اضافى درون قالب ها را تخليه كنيد.
•ميلگرد ها بايد عارى از هرگونه چربى، رنگ و... باشد و هيچ گونه جسم خارجى نبايد به آن چسبيده باشد.
•و در آخر؛ موقع جدا كردن قالب ها از بتون سفت شده اين كار را به آرامى انجام دهيد و از ضربه زدن جداً خوددارى كنيد.
•سقف
سقف يك ساختمان نقش انتقال بار به پل ها را دارد. در ايران پركاربرد ترين نوع سقف ها، تيرچه بلوك، طاق ضربى و كامپوزيت به شمار مى رود.
سقف هاى تيرچه بلوك: در حال حاضر در كشور ما اين نوع سقف كاربرد فراوانى در منازل مسكونى دارد. اجراى ساده و سريع و همچنين استفاده از آن در هر دو نوع اسكلت بتونى و يا فلزى، مجريان ساختمانى را به استفاده از اين روش ترغيب مى سازد. اجزاى اين سقف عبارت است از تيرچه، بلوك، آرماتور هاى حرارتى و بتون ريزى نهايى.
مهم ترين عضو انتقال دهنده نيرو هاى وارده بر سقف تيرچه ها هستند. اگر تيرچه را خريدارى مى كنيد، بايد از سازنده آن مطمئن باشيد. ميلگرد هاى طولى درون تيرچه بايد يكپارچه باشد و به صورت جوشكارى شده نباشد. به دليل آنكه اين ميلگرد ها درون بتون قرار گرفته اند، تشخيص اين موارد امكان پذير نيست. لذا با بازديد از محل ساخت تيرچه ها و يا اطمينان از شركت فروشنده تيرچه از سلامت تيرچه ها اطمينان حاصل نماييد.

 

نویسنده : غریب | ساعت 6:26 بعد از ظهر روز چهارشنبه 30 مرداد1387
| لینک ثابت

  آنچه باید در ساختن خانه ها بدانیم

آنچه باید در ساختن خانه ها بدانیم 

 

 

 

نوع ، کمیت و کیفیت مصالح

ساختمانها بطور کلی به چهار دسته ساختمانهای فولادی ، بتنی ، ساختمانهای با مصالح بنایی ( آجری ) و ساختمانهای چوبی تقسیم می شوند . با توجه به کاربرد بیشتر و به روز بودن ساخت و سازهای بتنی و فولادی در عصر حاضر ، قوانین موجود در زمینه ساخت این دو نوع سازه را بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم . سازه های بتنی و فولادی اگر بر اساس اصول مهندسی و ضوابط و آئین نامه های اجرایی موجود ساخته شوند ، تفاوت آنچنانی از نظر مقاومتی با هم ندارند . با یاد آوری این نکته که ، فولاد در برابر حرارت و مواد شیمیایی نسبت به بتن مقاومت کمتری دارد ( آتش سوزی و ذوب شدن ، زنگ زدگی ، پوسیدگی و ...) در زلزله هر چه اعضای سازه شکل پذیرتر و انعطاف پذیر تر باشند ، خسارت مالی و جانی وارده کمتر خواهد بود . برای این کار بهتر است از فولاد کم کربن ، جوش پذیر و دارای شکل پذیری بالا استفاده شود . البته صرفاً فولادی بودن یک سازه تضمینی بر مقاومت آن در برابر زلزله نیست . به عنوان مثال برج 20 طبقه Pinot Surarez که یک برج فولادی بود در زلزله سال 1985 مکزیکوسیتی ، کاملاً فرو ریخت . بنابراین مقاومت بالای سازه های فولادی مستلزم اجرای اتصالات و جوش ها و سایر مقوله های اجرایی آنها ، به طور کلی علمی و فنی و بر اساس آئین نامه های ملی و بین المللی موجود است .

باد بندها

حتماً تا به حال سازه های ضربدری را در اسکلت ساختمانهای در حال ساخت دیده اید، در ساختمانهای فولادی ، باد بندها بعد از تیر و ستون و در موقع زلزله و باد حتی می توان گفت بیش از آنها دارای اهمیتند و عامل بسیار مهمی برای مقاومت در برابر زلزله و بارهای جانبی دیگر هستند . انواع باد بندهای هم مرکز و خارج از مرکز ، به اشکال مختلف vو v معکوس و ضربدری (X) مورد استفاده قرار می گیرند . باد بندهای X برای مقابله با باد کاربردی ترند تا در برابر زلزله و در برابر بارهای متناوب از شکل پذیری کمتری برخوردارند ، زیرا که در این نوع بادبندها در هنگام وارد شدن نیروهای جانبی ، همواره یک عضو مورب آن در کشش و دیگری در فشار است و این باعث شکست آنی یا اصطلاحاً شکست ترد می شود . طراحی و اجرای بادبندها باید با نهایت دقت و بر اساس اصول و قوانین مهندسی خصوصا در مورد محل قرارگیری خود بادبندها ، نوع و اندازه پروفیل مصرفی ف مقدار و نوع و طول جوش ها ، نوع درز جوش و ... صورت گیرد .

 

نویسنده : غریب | ساعت 0:11 قبل از ظهر روز چهارشنبه 30 مرداد1387
| لینک ثابت

  آرمان‌گرايي در معماري تزييني ايران

آرمان‌گرايي در معماري تزييني ايران

در معماري تزئيني، هر نقش وراي ارزش صوري خود، داراي ارزشي برگرفته از فرهنگ و بيانگر عقيده و آرمان تداوم يافته مردم جامعه در نسل‌ها بود. آرايه‌هاي معماري از سويي ذهن بيننده را به زيبايي صوري و ظاهري نقش‌ها و نوع كاربري فضاهاي بنايي كه نقش و نگارها بر ديوارهاي آن نشسته، فرا مي‌خواندند و از سوي ديگر ديدگاه بيننده را به قلمرو و راز و رمزهاي فرهنگي و ديني پوشيده در مفاهيم نقش‌ها مي‌گشودند.

فرهنگ و هنر معماري سنتي در ايران صورتي شفاهي داشته و از راه تعليم حضوري و تقليد انتقال مي‌يافته است. حافظان و ناقلان فرهنگ و هنر معماري گروهي هنرمند برخاسته از ميان توده مردم كم‌سواد يا بي‌سواد بودند كه بيرون از عرصه آموزش‌هاي مدرسي و با بهره‌گيري از تجربيات و استعداد و ذوق هنري شخصي و ايمان و اعتقاد ديني استوار خود، مجموعه آثاري درخشان و پايدار در تاريخ فرهنگ معماري ايران اسلامي پديد‌ آوردند.

اين گروه معماران هنرمند در نقش‌پردازي و آذين‌بندي بناها، هم در جنبه زيباشناختي نقش‌ها و هم به جنبه فرهنگي آنها نظر داشتند و در كار هنري خود سليقه شخصي و الهاماتي را كه مخالف با روند عمومي باورهاي فرهنگي مردم بود، دخالت نمي‌دادند و به پاس و حرمت پيشگامان معماري و سنت‌هاي فرهنگي، كارهاي پيشينيان را تقليد مي‌كردند و حتي المقدور از حوزه كار و انديشه آنان پا فراتر نمي‌گذاشتند. «اين شكيبايي و انكار نقش در همكاري با نسل‌هاي پيش، همواره يكي از منابع نيرو و اصالت هنر ايران در بهتري ادوار بوده است.» (پوپ، 1355: 29).

در معماري تزئيني، هر نقش وراي ارزش صوري خود، داراي ارزشي برگرفته از فرهنگ و بيانگر عقيده و آرمان تداوم يافته مردم جامعه در نسل‌ها بود. آرايه‌هاي معماري از سويي ذهن بيننده را به زيبايي صوري و ظاهري نقش‌ها و نوع كاربري فضاهاي بنايي كه نقش و نگارها بر ديوارهاي آن نشسته، فرا مي‌خواندند و از سوي ديگر ديدگاه بيننده را به قلمرو و راز و رمزهاي فرهنگي و ديني پوشيده در مفاهيم نقش‌ها مي‌گشودند.

به گفته يكي از مردم‌شناسان، اين آرايه‌ها يك نظام نمادي «باز» آشكار را در برابر يك نظام نمادي «پوشيده» و پنهان قرار مي‌دادند (برومبرژه، 1370: 128). با دريافت مفاهيم نمادي نقش و نگارها در معماري تزئيني و ريشه‌يابي آنها مي‌توان به شناخت ذهن و انديشه معماران و در نتيجه به فرهنگ مردم و جهان‌بيني و آرمان‌هاي آنان دست يافت.

منبع الهام معماران

معماران سنتي ايران در خلق آثار هنري و ساخت و پرداخت نقش‌هاي آذيني، به طور كلي از دو منبع بزرگ و فياض طبيعت و فرهنگ الهام مي‌گرفتند. با آن كه طبيعت نقش و پايگاه برجسته‌اي در الهام‌بخشي و صورت‌بندي شكل‌ها در ذهن معماران داشت، اما نقطه نظر معماران در استفاده از پديده‌هاي طبيعت، نمايش مطلق نمودهاي طبيعي نبود، بلكه در بيشتر موارد، شكل‌هاي طبيعي زيست‌بومي وسيله و زبان هنرمند در القاي مفاهيم و انديشه‌هاي فرهنگي _‌ ديني و آرمان‌هاي جمعي مردم بود.

در تاريخ معماري ايران، به عقيده آرتور پوپ، سه عامل در خلق آثار هنري بسيار مهم و موثر بوده‌اند:‌ نخست، فرهنگ و فرهنگ‌هايي كه ايران در دوره حيات تاريخي با آنها تماس داشته؛ دوم، دين و مذهب و طريقت‌هاي عرفاني؛ و سوم سنت‌ها كه با گذر زمان برهم انباشته و متراكم شده و هر نسل تجربه‌ها و سليقه‌هاي نسل‌هاي پيشين را از راه تقليد حفظ كرده و در ايجاد هنر به كار برده است. (نك؛پوپ، 25 _‌27)

در واقع، انگيزه اصلي معماران سنتي ايران در نقش‌پردازي و تزيين بناها، به خصوص بناهاي مذهبي، بيان مفاهيم فرهنگي و باورهاي ديني مردم جامعه همراه با برداشت‌هاي هنرمندانه خود بود. از اين رو، اين گروه هنرمند از نقش‌ها و شكل‌ها همچون نمادهاي تصويري استفاده مي‌كردند و با آنها آرمان‌هاي جمعي و جهان‌بيني ديني مردم را تخليد و تبليغ مي‌كردند. رسالت آنان در اين كوشش، از سويي تقرب به درگاه الهي و به دست آوردن رضاي خاطر خدا، از سوي ديگر حفظ و انتقال مظاهر علوي و عناصر معنوي _‌ قدسي فرهنگ از طريق ارايه اين شكل‌ها به نسل‌هاي آينده بود.

 

شيوه كاربرد الهامات

معمران در به كارگيري الهامات خود و تجسم آنها به شكل‌هاي نمادين، از دو شيوه واقع‌گرايانه و آرمان‌گرايانه در معماري بناها استفاده مي‌كردند.

در شيوه واقع‌گرايانه، نگاه معمار مطلقا به ظرايف و زيبايي‌هاي طبيعي شكل‌ها و حجم‌ها در طبيعت زيست _ بومي بود و معمار از اين شكل‌ها و حجم‌ها عينا در ساخت و ايجاد نقش‌ها تقليد مي‌كرد. نقش‌ها را به دو صورت، يكي به صورت واقعي آنها در طبيعت و يكي ديگر به صورت انتزاعي، استليزه به كار مي‌گرفت. در ارايه صورت هاي انتزاعي، معمار خود را از بند تقيد طبيعت آزاد و رها مي‌كرد و با درهم ريختن شكل‌هاي واقعي و استحاله آنها، نقش‌هايي خاص پديد مي‌آورد. نقش‌هاي اسليمي گياهي و نقش‌هايي مانند «پابزي» و «دم‌كلاغي»، از نمونه‌هاي نقش‌هاي انتزاعي هستند.

در شيوه آرمان‌گرايانه، در حالي كه معمار از شكل‌ها و حجم‌هاي واقعي در طبيعت، در نقش‌پردازي استفاده مي‌كرد، ليكن نگاهش به معاني و مفاهيم شكل‌هاي طبيعي در فرهنگ و راز و رمز‌هاي پوشيده و پنهان آنها در ذهن جامعه بود. در اين شيوه آذين‌بندي، معمار مي‌كوشيد تا با حفظ جنبه‌هاي زيباشناختي پديده‌هاي طبيعي، ارزش و نقش نمادين و آرماني آنها را در جامعه ملحوظ بدارد.

 

آذين‌بندي گياهي  

تزئين معماري بناها با نقش درخت و گل و بوته به يك عقيده بسيار كهن درباره قداست رستني‌ها و گياهان در زندگي انسان ارتباط دارد. درخت در پنداشت مردم جامعه‌هاي قديم مظهر حيات، باروري و قدرت بوده و برخي از آنها نقش مهم و برجسته‌اي در آئين‌ها و مناسك مذهبي مردم داشته است. الياده معتقد است كه درخت «همواره به خاطر آن چه به وساطت آن مكشوف مي‌شده و براي معنايي كه درخت متضمن آن بوده و بر آن دلالت مي‌كرده، مسجود و معبود بوده است.» (الياده، 1373: 261).

بسياري از بناهاي مقدس اسلامي با نقش درخت و گياه و گل و بوته تزئين شده‌اند. درخت تاك يك نمونه از آرايه‌بندي بناهاي مقدس با نقش گياهي است. تاك در مشرق زمين «گياه زندگي»، تصور مي‌شده و نماد «كيهان» بوده است. نقش اسليمي درخت تاك با شاخه و برگ و خوشه‌هاي انگور در درون طاق بزرگ محراب مسجد جامع نائين (سجادي، 1375: 84)، و نقش درخت تاك بر فرورفتگي ديوار محراب مسجد جامع قيروان در تونس كه آن را با زر بر زمينه‌اي سياه پرداخته‌اند، نمونه‌هايي از آذين‌بندي گياهي به شمار مي‌روند. بوركهارت (1365: 133) نقش تاك در محراب قيروان را «مظهر خرد»، و «درخت دنيا»‌ دانسته است.

نمونه‌اي ديگر از آذين بندي گياهي با هدف آرمان‌گرايانه، بهره‌گيري از گياه پيچك و انداختن نقش آن معمولا بر سردر فضاهاي ورودي خانه‌هاست. معماران در انداختن نقش پيچك بر سردر ورودي، جدا از جنبه زيباشناختي اين گياه، به نيروي جاودانه و جنبه قدسيانه آن در فرهنگ عامه نيز نظر داشته‌اند. گياه پيچك در فرهنگ مردم همچون حرز و تعويذي براي دور كردن ارواح خبيث و شرير به كار مي‌رفت. نقش تزئيني پيچك بر سردر خانه‌ها، ساكنان را از چشم بد و آفت و بلا محفوظ مي‌داشت (بلوكباشي، 1377: 180 _ 181)

 

كتيبه‌بندي آذيني

آذين‌بندي سردر فضاهاي ورودي، ديوارها، درها، گنبدها و محراب‌ها در مساجد، زيارتگاه‌ها، آرامگاه‌ها، آب‌انبارها، سقاخانه‌ها، كاروانسراها و... با كتيبه و به قصد تبرك و تيمن و تقدس؛ از زمان‌هاي قديم مرسوم بوده است. براي تزئين كتابه‌ها از آيات قرآني، احاديث نبوي، ادعيه و اشعار غالبا مذهبي استفاده مي‌كردند. كتابه‌ها را معمولا با خط تزئيني ثلث كه دور و تموج و زيبايي ويژه تزئيني دارد، مي‌نوشتند و با نقش و نگارهايي بر زمينه گچ، چوب، كاشي و سنگ مي‌انداختند.

كتيبه نماي بناهاي سقاخانه و آب انبار را با جملات دعايي و اشعاري در رثاي شهيد تشنه لب كربلا امام حسين (ع) و سقاي كربلا حضرت ابوالفضل، و لعهن و نفرين قاتلان شهيدان دين تزئين مي‌كردند.

 

شمايل‌پردازي

يكي ديگر از شيوه‌هاي نقش‌پردازي آرمان‌گرايانه در معماري سنتي ايران، شمايل‌نگاري روي ديوارهاي برخي از بناها بوده است. هنر شمايل‌نگاري روي ديوار از زمان‌هاي بسيار كهن در ميان معماران تزئيني اين سرزمين رواج داشته است. در دوره پيش از اسلام به خصوص دوره ساساني، هنرمندان بسياري بودند كه ديوار ايوان‌ها و تالارها و تنه ستون‌ها را با چهره‌هايي از قهرمانان اسطوره‌اي و حماسي و صحنه‌هايي از داستان‌ها و افسانه‌ها نقش و نگارين مي‌كرده‌اند.

در دوره اسلامي نيز نقشينه كردن ديوار بناها با شمايل و با مضامين حماسي _ ملي و حماسي _ مذهبي رواج داشته است. منبع الهام نقاشان تزئيني بناها در شمايل پردازي‌هاي حماسي _ ملي، شاهنامه و چهره و پيكره قهرمانان و واقعه‌هاي حماسي‌ آن، مانند جنگ رستم و سهراب، رستم و اسفنديار، رستم و اشكبوس و رستم و ديو سپيد بود. اين هنرمندان معمولا سردر ورودي و ديوارهاي سربينه حمام‌ها، سردر كاروانسراها، دروازه‌ها، سراها، قيصريه‌ها، ورودي بازارچه‌ها، سردر زورخانه‌ها، ديوارهاي درون قهوه‌خانه‌ها و ايوان‌ها و سقف‌هاي خانه‌هاي اعيان را متناسب با كاربري‌هاي اجتماعي _ فرهنگي هر يك از فضاهاي اين بناها، با صورت‌ها و پيكره‌هاي پهلوانان و صحنه‌هاي رزمي و بزمي نقاشي مي‌كردند و مي‌آراستند (بلوكباشي، 1375 : 97 _‌98).

معماري بناهاي شمايل نشان، انگاره‌هايي از واقعيت‌هاي تاريخي _ ديني و داستان‌هاي اسطوره‌اي _‌حماسي فرهنگ ايران‌زمين را در پيشگاه و نظر بينندگان نسل‌ها در توالي زمان مجسم مي‌سازد. بنا بر نظر كيپنبرگ (1373: 146) شمايل‌نگاري توصيفي از چگونگي قرائت تصاوير موجود در فرهنگ‌ها به كمك خود تصاوير است. شمايل نگاري ما را قادر مي‌سازد كه بر اين اساس، وجوه كشف ناشده روح ملي و جهان‌بيني را بازسازي كنيم.

به جز آذين‌هاي گياهي و كتابه‌اي و شمايلي، آذين‌هاي ديگري نيز در معماري سنتي ايران به كار رفته‌اند، كه نشان‌گر آرمان‌هاي فرهنگي _‌ديني مردم جامعه مسلمان ايران هستند. براي مثال معماران تزئيني براي جلوه‌گر ساختن هستي خداوند و نشان دادن مظهري از او در بناهاي مقدس، از شيوه‌هاي گوناگون نقش‌پردازي در هنر معماري تزئيني بهره مي‌جستند.

همچنين در فرهنگ اسلامي، گنبد را مظهر آسمان و پايه‌هاي گنبد را مظهر زمين مي‌پندارند. بوركهارت از گنبد و پايه چهارگوش نگهدارنده آن و مقرنس‌هاي ميان گنبد و پايه‌ها، توجيهي بديع و زيبا دارد. مي‌گويد:‌«آسمان با حركت‌هاي مدور بي‌شمار و زمين با جهات چهارگانه همانند است. بنابراين، مقرنس‌ها با شكل كندو وارشان گنبد را كه نمادي است از آسمان، به پايه‌ها كه نمادي است از زمين، مي‌‌پيوندد و حركت آسماني را در نظام خاكي منعكس مي‌كند. همو ثبات و بي‌تحركي كعب گنبد را در معماري جايگاه‌هاي مقدس، مظهر و نماد كمال و يا حالت ثبات و بي‌زماني جهان معنا مي‌كند. (بوركهارت، 1365: 85).

معماران سنتي در گزينش شكل‌هاي طبيعي براي نقشينه كردن بناها رسالت مهم و بزرگي در برابر فرهنگ و دين از سويي و مردم جامعه از سوي ديگر احساس مي‌كردند. هدف و آرمان اين هنرمندان ديندار و معتقد اين بود كه با نقش و نگارهايي كه بر در و ديوار بناها مي‌نشانند، پيوندي ميان جهان ناسوتي يا خاكي و جهان لاهوتي يا معنوي برقرار كنند و از اين راه رابطه‌اي ميان مردم جامعه و نيروهاي مقدس مينوي و رباني و مقربان بارگاه الهي پديد آورند. از اين رو، شكل‌ها و نقش‌هاي گياهان، جانوران، جامدات و اجرام سماوي را غالبا بر اساس مفاهيم نمادي ويژه آنها در فرهنگ و جامعه برمي‌گزيدند و در معماري به كار مي‌بردند. درك زبان رمزي اين نقش‌ها و دريافت معاني و مفاهيم آنها بسيار دشوار و فقط براي شماري از فرهنگواران و دينداران جامعه‌اي كه اين نقش‌ها در فرهنگ آن جامعه معنا گرفته، ممكن و ميسور بود.

 

پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري: www.uan.ir

نویسنده : غریب | ساعت 0:1 قبل از ظهر روز چهارشنبه 30 مرداد1387
| لینک ثابت

  (( مقدمات طراحی معماری ))

       

تفکر ، تجسم و تخیل ، محصول ( بنا )

طراحی : فرایندی است از تفکر شروع و به یک محصول ( بنا ) ختم می شود .

عماول موثر بر طراحی :

  • هدف
  • سایت – توپوگرافی – شکل زمین – همجواری
  • عوامل فرهنگی اجتماعی
  • عوامل جغرافیایی
  • عوامل موثر بر شرایط آب و هوایی
  • طراحی برنامه فیزیکی طرح
  • خواسته کار فرما
  • مقیاس انسانی
  • بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا
  • ابعاد انسانی و فضاهای معماری ( حرایم )
  • الزامات تاسیساتی

نظر دکتر پیرنیا (پدر معماری اسلامی)

  • مردم داری ( مقیاس انسانی )
  • استفاده از مصالح بوم آورد 
  •  پیمون و نیازش
  • پرهیز از بیهودگی
  • خود بسندگی ( قناعت )

( شناخت اجزاء طراحی )

1- عرصه خصوصی

 2- عرصه خانوادگی

3- عرصه پذیرایی

4- عرصه خدماتی

5- عرصه فضای باز

عرصه خصوصی عبارتند از : اتاق خواب – حمام – اتاق کار – اتاق مطالعه

عرصه خانوادگی عبارتند از : غذا خوری – آشپزخانه – هال – نشیمن

عرصه پذیرایی عبارتند از : پذیرایی – نهارخوری

عرصه خدماتی عبارتند از : پارکینگ – موتورخانه – انبار

عرصه فضای باز عبارتند از : باربیکیو

عرصه :

به تعدادی از فضاها و عملکردهای سازگار که با هم وابستگی معمــاری داشته و در بخش مشخصی از نقشه طرح ما مکان یابی گردند را عرصه گوییم .

شهرک :

به مناطقی که بیش از 500 واحد مسکونی داشته باشد شهرک گویند .

عرصه خصوصی :

از مهمترین قسمتهای ساختمــــان مــــی باشد . فضــــایی است غیــــر رسمی و در صورت امکان بایــد در بهترین و مهمترین موقعیت طراحی مکان یابی شود .

عرصه خانوادگی :

شامل فضای نشیمن و آشپزخانه میـباشد و در خانـــــه های بزرگتر , صبحــانه خوری نیز به ایـن مجموعه اضــافه میشود . این عرصه رو به آفتاب و فضای حیاط میباشد . در صــورت امکـــــان دسترسی مستقیم به حیاط و بالــکن طراحی میشود .

نشیمن :

محل زندگی خانواده و مهمترین قسمت خانه است . این فضــا اغـــــــلب از فضای پذیرایی مستقـــلا طراحی میشود و حالتی خصوصی دارد . باید رو به آفتــــاب باشد و ارتباط راحتـــی با بالکن و حیاط داشته باشد و بایـــد به نحوی طراحی شود که فعالیتهای مختلفی مانند ؛ صحبت کردن – نشستن – تماشای تلویزیون – بازی بچـــه ها و مطــالعه جزئی در این فضا امکانپذیر و از وسعت خوبی برخوردار باشد .

انـــدازه ایــن فضـــا با توجه به نوع فعالیت ها و ابعاد مبلمـــان و لوازم مورد استفــاده مشخص می شود . ابــعاد آن بین 15 الی 25 متر متغییر است .

باید با ورودی آشپزخانـــه , غذاخـــوری و بالکن ارتبـــاط نزدیک داشته باشد و ضـمن ارتباط با اتاق خواب مستقل ازاتــاق خواب طراحی می شود . همچنین از نـور و چشم انداز مناسبی برخوردار باشد . برای این فضا طرح های مختلف را با توجه به نحوه چیدمان مبلمان متصور هستیم .

مبلمان نشیمن :

فضای نشیمن علاوه بر اینکه محل زندگی خانواده میــباشد محـــل پذیرایی از فامـــیلهای نزدیک نیــز میــباشد . در خــانــه های کوچک که امکان پیش بینی اتـــاق پذیرایی وجود نــدارد از فضـــــای نشیمن به عنوان فضای پذیرایی نیز استفاده میشود . در هر صورت نحوه طراحی این فضا بر اساس شرایط استـــفاده از آن متفـــــاوت خواهد بود .

در زندگی سنتی ما برای مبلمان کردن اتاق نشیــمن از قالی و پشتی استفاده میــکردیم به همین دلیــــــل در طراحی سعی میشده است که ابعاد نشیمن را بر اساس ابعاد قالی طراحی نمایند .در مبلمان فضـای نشیمن معمولا از کانــاپه , مبــل دسته دار و میز برای صرف میوه و چای استفاده میشود . در استقرار مبل در نشیمن بایــــد به دیـد و منـظر فـضا کاملا توجه شود .

امروزه تلویزیون و دیگر لوزم صوتی و تصویری از دیگر عناصر نشیمن میباشد که معمولا بــه همراه قفسه کتاب و ویترین در یک بدنه جاسازی میشود . اگرچه شومینه در اغلب خانه ها به کـــار نمی رود اما در صــــورت پیش بینی آن در طرح که معمولا جنبه سمبولی دارد حتما در فضــــــای نشیمـــن باید پیش بینی گردد . نـــحوه مبلمـــان اتـــاق نشیمن و استقرار شومینه و تلویزیون بایـــــد به گونه ایی بـــــاشد که از غذاخوری خانـــوادگی و آشپزخانــه قابل رویت باشد . در صورتی که از اتاق نشیمن بــه عنوان پذیرایی نیز استــفاده میـــشود , بهتر اســـــت آشپزخانه جدا و مستقل از پذیرایی طراحی گردد .

آشپزخانه :

یـــــکی از مهمترین عناصر عملکردی خانه می بــاشد و بـــا توجه به تنوع فعالیتها , وجود لوازم وتجهیزات مدرن , ضرورت استــــفاده از سیستــم های تاسیساتی برای آبرســــانی , دفع فاضلاب , روشنایی , تهویـــه , لزوم توجه به بهداشت ونظافت در آن و ....... طراحی این فضا را حساس تر و مشکل تر می نماید .

دسترسی آشپزخانه :

باید به فضــــای بیــرونی و گاراژ دسترسی راحتی داشته باشد و با بالکن یا پاسیو مرتبط باشد . دسترسی آشپزخانه به اتاق نشیـــمن و فضای صبحانه خوری باید راحت باشد . فضای آشپزخانه باید امکان استفاده از نــــــور و تهویه طبیعی را داشته باشـــد . از آشپــزخانه برای نگهداری و آماده سازی و پختن مواد غذایی استفاده می شود . بـــرای انجام این کارها احتیاج به سه عنصر اصلی داریم .

1- یخچال : برای نگهداری مواد غذایی .

2- سینگ ظرفشویی : برای شستن مواد غذایی و ظروف .

3- اجاق گاز : برای پختن .

علاوه بر عناصـــــر فوق کابینت دیواری بالا و پــــایین , لوازم و تاسیسات دیگری مثل فریزر – ماشین ظرفشویی – آبگرمکن و ..... نیز در داخل یا مجاورت آشپزخانه قرار میگیرد .....

 

نویسنده : غریب | ساعت 11:22 بعد از ظهر روز دوشنبه 28 مرداد1387
| لینک ثابت

  فرازهایی از سخنان دکتر علی شریعتی

 

دوست داشتن از عشق بر تر است ، عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سری نا بینایی.اما دوست داشتن پیوند خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از عشق غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زندبی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جایک روح ارتفاع دارد دروست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.

عشق، در هر رنگی و هر سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنان که شوپنهاور می گوید:”شما بیست سال بر سن معشوق تان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر روی احساس تان مطالعه کنید.”

اما دوست داشتن چنان در روح غرق است گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند. عشق طوفانی و متلاطم است، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقارو سر شار از نجابت.

عشق با دروی و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامید ضعیف می شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد.اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است. دنیایش دنیای دیگری است.

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:13 بعد از ظهر روز سه شنبه 8 مرداد1387
| لینک ثابت

  یک روز می بوسمت !

 

یک روز می بوسمت !
فوقش خدا مرا می برد جهنم !
فوقش می شوم ابلیس !
آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی !
جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت !
وای خدا ! چه صفایی پیدا می کند جهنم ... !

 

یک روز می بوسمت !

پنهان کردن هم ندارد .

مثل خنده های تو نیست که مخفی شان می کنی ، یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود

مثل نجابت چشمهای تو است ، وقتی که توی سیاهی چشمهای من عریان می شوند . عریانی اش پوشاندنی نیست ، پنهان نمی شود ... .
یک روز می بوسمت !

یکی از همین روزهایی که می خندانمت ، یکی از همین خنده های تو را ناتمام می کنم : می بوسمت !

و بعد ، تو احتمالا سرخ می شوی ، و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... .
یک روز می بوسمت !

یک روز که باران می بارد ، یک روز که چترمان دو نفره شده ، یک روز که همه جا حسابی خیس است

یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ... .
یک روز می بوسمت !

هر چه پیش آید خوش آید !

حوصله ی حساب و کتاب کردن هم ندارم !

دلم ترسیده ، که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی .

آخر ، عشق سه حرفی کلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتنی شده که برای خیلی ها سه حرف که سهل است ، هزار هزار حرف باشد .

به قول شاعر : عشق کلاس اول ، تنها سه حرف است ، اما کلاس آخر ، عشق هزار حرف است ... .
یک روز می بوسمت !

فوقش خدا مرا می برد جهنم !
فوقش می شوم ابلیس !

آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی !

جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت !

وای خدا !

چه صفایی پیدا می کند جهنم ... !
یک روز می بوسمت !

می خندم و می بوسمت !

گریه می کنم و می بوسمت !

یک روز می آید که از آن روز به بعد ، من هر روز می بوسمت !
 

لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ، و بعد هر چه بادا باد : می بوسمت !
 

تو احتمالا سرخ می شوی ، و من هم که پیش تو همیشه سرخم

 

 

نویسنده : غریب | ساعت 7:10 بعد از ظهر روز سه شنبه 8 مرداد1387
| لینک ثابت