تبليغاتX
هم خس هم خاشاک
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  (از خشت تا بهشت)(مسجد، محل پيوند زمين به آسمان)(تکرار اما فرحبخش)

 

از خشت تا بهشت

 

در حديث است که برخي مومنان مي توانند غرفه ها و خانه هاي بهشتي خود را در همين دنيا ببينند. شايد معماري خاص مساجد اسلامي حاصل همين مشاهده و شهود مقدس است ، چرا که بي گمان مساجد اسلامي را مي توان از ايده آل ترين و زيباترين نمونه هاي معماري بشري به شمار آورد و آنها را بوستان هايي از خشت و کاشي و ديگر عناصر معماري ناميد، اين دعوي ما صرفا توصيفي شاعرانه نيست.
گفتن و شنيدن از معماري مساجد اسلامي ؛ فرصتي مغتنم است که حداقل براي نگارنده کمتر به دست آمده ؛ پس اجازه دهيد از تعارف و توصيف بکاهيم و همين چند سطر را به عنوان تمهيد ورود به مطلب بپذيريم.
اولين دعوي ما اين شد که معماري مساجد اسلامي ، آيينه اي است در برابر بهشت ، البته در همان حد و اندازه هاي اين دنيا؛ اما بعد: نمي خواهيم اغراق کنيم ، اما بي شک بسياري از شما عزيزان ، تفاوت فضاي مسجد با مکانهاي ديگر را احساس کرده ايد. انسان به محض حضور در مساجد خواه ناخواه احساس آرامش و سبکبالي خاصي مي کند ؛ ديرتر عصباني مي شود و زودتر مي تواند بر موضوعي تمرکز کند.
احتمالا اين احساس هيچ ربطي به حضور فيزيکي افراد ديگر و اجتماع آنها ندارد. چرا که مثلا در يک آمفي تئاتر يا سينما نيز عده زيادي حضور دارند. اما در اين ميان ، نمي توان نقش عناصر معماري و روح هنري و زيباشناسانه حاکم بر معماري مساجد اسلامي را ناديده گرفت ؛ از بزرگي شبستان ها و صحن مساجد گرفته تا ويژگي و کيفيت رنگ آبي لاجوردي کاشيها و قوس گنبد و عروج منازه ها.

مسجد، محل پيوند زمين به آسمان


معماران جهان اسلام ، عشق و احترام را از مولفه هاي اصلي زيباشناسانه مساجد نام برده اند. اگر نماز معراج مومن است که هست پس مساجد اسلامي بايد محل پيوند زمين به آسمان بهشتي باشند. اين نگرش خواسته يا ناخواسته در معماري مساجد، مجال بروز و ظهور مي يابد. بويژه وقتي در نظر داشته باشيم که اصلي ترين کارفرماي ساخت و ساز مساجد در طول تاريخ ، اهتمام قلبي و احترام معنوي دل خود مومنان بوده است. بيشتر مساجد اسلامي را مردم عادي کوچه و بازار با امکانات مادي و معنوي خود بنيان نهاده و ساخته اند. چه بسيار معماران و کارگران ساده ساختماني به صورت رايگان يا با حداقل دستمزد در بناي مساجد کار کرده اند. در چنين حالتي آن که متولي و کارفرماي ساخت مساجد است ، دل مومن است. چرا که مسجد خانه خداست و کسي که به ساختن مسجد اهتمام مي ورزد، در خشت خشت بنا به خداوند مي انديشد و براي رضاي او کار مي کند.
پس بندرت معماري را مي توان سراغ گرفت که در طرح و ساخت مسجد از تمام نبوغ و توانايي خود مايه نگذارد. او در تمام مراحل به اجر اخروي مي انديشد که چيزي جز بهشت نيست. پس بي شک تصوير و تصور بهشت بر ضمير پنهان روح معمار تاثير نهاده و در بناي مسجد خود را آشکار مي کند.
از آنجا که مجال کوتاهي داريم ، اجازه دهيد براي نمونه ، در اثبات اين مدعا از چند مورد نام ببريم. نخست اين که مساجد اسلامي را مي توان مجموعه بي نظيري از انواع و اقسام هنرهاي اسلامي دانست. از طراحي بنا و معماري کلي ساختمان گرفته تا کاشيکاري و گچبري و آينه کاري و خوشنويسي و شعر و نجاري و منبت کاري و... حتي فرش و اين يعني موزه تمام عياري از آثار هنري! اين هنرهاي مختلف و گوناگون ، در عين تکثري که دارند، بايد نهايتا اثر واحدي به نام مسجد را خلق کنند. نقش و نگاره هاي اسليمي ديوارها و خطوط کوفي و نستعليق اطراف محراب و گنبد دروني و برجستگي و فرورفتگي هاي مقرنس ها و نهايتا قوس منحني حاکم بر کليت معماري مسجد، بايد در کمال سازگاري و هماهنگي با يکديگر قرار بگيرند. يکي از ويژگي هاي توصيف شده از بهشت نيز همين است ؛ تکثر و تنوع نعمت ها و زيبايي هاي موجود در بهشت.

اگر به دواير گنبد مسجد از درون نگاه کنيم ، هر کس در هر کجا که نشسته باشد به نوعي زير مرکز يک دايره قرار دارد

همچنين در احاديث نقل شده است که هر يک از اهالي بهشت مي تواند تمامي بهشتيان ديگر را به خانه و جايگاه خود دعوت کند؛ طوري که بر هيچ کس عرصه و جا تنگ نباشد. صحن بزرگ مساجد نيز تداعي گر همين وسعت و فراخي است. از سوي ديگر سقف مساجد را گنبدي دايره وار و کروي شکل احاطه مي کند. اين گنبد از درون مسجد ضمن آن که به آسمان اشاره مي کند، اهل مسجد را به تجمع و گردهمايي در اطراف يکديگر دعوت مي کند. اگر به دواير گنبد مسجد از درون نگاه کنيم ، هر کس در هر کجا که نشسته باشد، به نوعي زير مرکز يک دايره قرار دارد. چون مي دانيم که دواير کره گنبد فقط در يک جهت متکثر نشده اند. مي توان بي نهايت دايره در زيرگنبد ترسيم و تصور کرد که در جهات مختلف رسم شده اند. شايد با ذکر يک نکته تمثيلي گونه بتوان از نظر ديگر موضوع را بهتر توضيح داد.
مرحوم حاج آقا دولابي مي گفت ، ويژگي مهم اهل بهشت دوستي و محبت و احساس جاذبه به يکديگر است.
مومن کسي است که مومنان ديگر را دوست دارد و از آنها مي خواهد در کنار و جوار او حضور داشته باشند. کساني که به يکديگر علاقه دارند، احساس تنگي جا نمي کنند. چون از حضور ديگران خوشحال و خوشنود مي شوند؛ بنابر اين هميشه احساس وسعت و فراخي مي کنند. اما کافران و دوزخيان برعکس اند. از ديگران بيزارند و نمي خواهند کسي نزديکشان بيايد. آن جمله مشهور شيخ اجل ، سعدي (عليه الرحمه) بر همين نکته دلالت دارد ؛ «چهار درويش بر گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند.» خودخواهي و تکبر کافران به قدري است که دو نفرشان در اقليمي تاب يکديگر را نمي آورند. پس همواره احساس ضيق و تنگنا مي کنند و ديگران را از خود مي رانند. «خست» و «خصومت» که ذاتي روح کافران است ، به معناي دفع و طرد ديگران است. به ماهيت بسياري از معاصي و گناهان که دقت کنيم ، همين ويژگي دفع و طرد و خصومت با ديگران را در آنها مي بينيم. از حسد و حرص و آز گرفته تا نخوت و غرور و تکبر. ماهيت تمامي اينها بيزاري و دشمني با ديگران است. به همين دليل نبايد تعجب کنيم که موضوع ظاهرا کم اهميتي مثل قطع صله ارحام ، جزو گناهان کبيره به شمار بيايد.

تکرار اما فرحبخش


الغرض ، مسجد محل تجمع مومنان است. در بين خطوط هندسي نيز دايره ، نشانه وحدت و تجمع نقاط است. حتي خطوط منحني حاکم بر اکثر عناصر و مولفه هاي معماري مساجد اسلامي ، حالتي از مهرباني و جاذبه و انعطاف را القائ مي کند. خط منحني يعني انعطاف نسبت به محيط اطراف و دعوت ديگران به سمت خود و جا براي ديگران باز کردن و مي دانيم که حتي در آداب و اخلاق اسلامي تاکيد شده که هر گاه کسي در جمع شما حضور پيدا کرد، براي او جا باز کنيد و به او جا بدهيد.
از سوي ديگر گنبد کروي به فضاي صحن مسجد مرکزيت خاصي مي دهد. در چنين فضاي معمارانه اي ، صدر و ذيل مجلس مومنان حاضر در مسجد، تلطيف مي شود. صدر چنين مجلسي در مرکز جماعت قرار دارد و صدرنشين اين مجلس ، گويي متواضعانه خود را در بين جمعيت پنهان کرده و برتري او بر ديگران وجود ندارد. در اين فضا مي توان به هر تازه واردي احترام گذاشت و او را به هر سمتي راهنمايي کرد. از ديگر ويژگي هاي بهشت که در مساجد اسلامي نيز جلوه نمايي مي کند، رنگ و روشنايي توصيف شده آن در احاديث است. مي گويند در بهشت طلوع و غروب نيست. گويي هميشه ساعات اول صبح است. رنگ آبي لاجوردي و آبي فيروزه اي از عمده ترين رنگهاي زمينه اي ديوارها، کاشي ها، محراب و گنبد و صحن و شبستان و... مساجد است. اين رنگ آبي ، رنگ اختصاصي ساعات بامداد است ؛ طيفي از رنگهاي آبي و سبز نزديک به هم. آبي رنگ تداعي گر آسمان ، بيکرانگي و بي نهايت ، قدرت و وسعت است و سبز، رنگ رويش و صلح و آرامش و برکت. از ديگر ويژگي هاي معماري مساجد حضور و تجلي دو مولفه تکرار و تداوم است ؛ تکرار و تداومي که کاملا برمباني زيبايي شناسي بنا نهاده شده و تداعي گر عنصر جاودانگي در بهشت است. تکراري که کاملا برتازگي و تنوع تاکيد مي کند، نه خستگي و ملال خاطر. از تکرار اجزاي مقرنس ها گرفته تا تکرار گلبرگ ها و خطوط و نقوش اسليمي و حتي تکرار عناصر و فضاهاي معماري کلي مساجد. در مسجدي مثل مسجد شيخ لطف الله اصفهان مي توان با تکرار يک شصت و چهارم يا يک صدوبيست و هشتم يا حتي يک دويست و پنجاه و ششم و نسبت هايي به مراتب کوچک تر گنبد مسجد از درون ، کل سقف گنبدي را به دست آورد و بازسازي کرد. به عبارتي گنبد دروني مسجد حاصل تکرار 64يا 128يا 256يا... واحد معماري و ساختماني دقيقا يکسان است. و اين مساله ، انصافا از شگفتي هاي مباني زيبايي شناسانه معماري جهان است. همچون درختي که مي توان با تکرار شاخه و برگهايش آن را تا بي نهايت و بيکرانگي رشد داد. و اين يعني سايه سدره المنتهاي بهشت برخشت خشت معماري مساجد اسلامي.

 

روزنامه جام جم تاریخ 4 شهریور 1385 به قلم نعمت سعیدی

 

       جدی ساروی

 

نویسنده : غریب | ساعت 0:2 قبل از ظهر روز پنجشنبه 16 آبان1387
| لینک ثابت