|
زليلي من شنيدم يا علي گفت......به مجنون چون رسيدم ياعلي گفت......مگر اين وادي دارالجنون است ......كه هر ديوانه ديدم ياعلي گفت......نسيمي غنچه اي را باز مي كرد......به گوش غنچه كم كم يا علي گفت......چمن با ريزش باران رحمت ......دعايي كرد و او هم يا علي گفت......يقين پروردگار آفرينش......به موجودات عالم يا علي گفت......خمير خاك آدم را سرشتند......چو بر مي خاست آدم يا علي گفت......مسيحا هم دم از اعجاز مي زد......ز بس بيچاره مريم يا علي گفت......علي را ضربتي كاري نمي شد......گمانم ابن ملجم يا علي گفت......مگر خيبر زجايش كنده مي شد......يقين آنجا علی هم یا علی گفت
سلام دوستان
شب شهادت مولامونه . شبیه که یکسال تقدیرمون توش رقم می خوره . ما نه اینکه شنیده باشیم از بزرگیه این شب ، که دیدیم بزرگیش رو . خیلیا امشب رو یه نقطه عطف تو زندگیشون میدونن . بیایید امشب ما هم یکی از اون خیلیا باشیم .چرا نباشیم ؟ تا کی گناه ؟ چقدر معصیت ؟ تا کجا نافرمانی ؟ تا چقدر. . . ؟
عجیب شبیه امشب . حس میکنم واقعا دارم از داخل خالی میشم . از منیتم ، از غرورای بیجام ، از سرکشیه نفسم . بیاید با خودمون قرارداد ببندیم . نمیگم با خدا ، چون یهو چشم وا میکنیم میبینیم قول و قرارمون رو با خدامون فراموش کردیم . بیاید خودمون باشیم . همه چیز رو کنار بذاریم .
وقتی دستاتونو رو به آسمون بلند میکنین ،جوری و تا اونجا که در توانتون هست بلندش کنید . دور و برتون رو نگاه نکنین که کی هست و کی نیست . خودت رو ببین و معبودت رو . همون کسی که قراره امشب با یه نیم نگاهش پاک و معصوممون کنه (انشاالله) .
از همگی التماس دعا دارم
یا حق
|